تبلیغات
ولایتمدار

ولایتمدار
 
حاشا که بسیجی میدان را خالی کند...

 





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 توسط امیرپویان صبوحی
حضور روز گذشته حسن روحانی در دانشگاه شریف، با حاشیه های فراوان از جو امنیتی موجود در اطراف سالن برگزاری مراسم، تا زدوخورد میان نیروی های حراست و دانشجویان، از انتقادهای شفاف و صریح دانشجویان تا اظهارات روحانی، همه حامل پیامهایی بود که اشاره به آنان در خور توجه است.

4دقیقه انتقاد پس از 800 روز

روز گذشته برای اولین بار بود که روحانی پس از گذشت و دوسال و اندی از تحویل گرفتن دولت، پای انتقاد منتقدان نشست. پیش از این در هیچ جلسه ای با هیچ گروهی انتقادات جدی و صریح به گوش روحانی نرسیده بود. این نکته ای بود که روز گذشته نهایتا اتفاق افتاد. اگرچه به گفته حاضران بارها موجب عصبانیت روحانی شد.

این موضوع در سخنان چندتن از سخنرانان نیز مطرح شد؛ رضا نجابت نماینده اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل،  در دیدار روحانی گفت: نیک مستحضرید که پس از 800 روز تنها 4 دقیقه فرصت یافته ایم که با شما به عنوان رییس قوه مجریه صحبت کنیم. در همه این دوسال تریبون های یکطرفه طرفداران شما برای تشکر و تمجید برای تشکر و تقدیر از سیاستهای شما به راه بوده است و خواهد بود، بنده به نمایندگی از اتحادیه متبوع، انتقاداتی فارغ از فضای تعریف و تقدیر عرض می نمایم

همچنین عرب، نماینده جامعه اسلامی دانشجویان با طرح این موضوع گفت: امروز یعنی ۱۶ آذر ۹۴ بیش از ۷۰۰ روز است که اطرافیان جنابعالی اجازه نداده‌اند صدای ما از پشت دیوار‌های پاستور به گوش شما برسد و با انحصار شما در بین عده‌ای خاص از طرفدارانتان تلاش کرده‌اند تا دو قطبی مخالفین و موافقین رئیس جمهور را القا کنند و تنها اتحادیه‌های دانشجویی رسمی کشور را بایکوت کرده و در طول این دو سال با سانسور دولتی و برنامه ریزی شده سعی کردند صدایمان را ساکت کنند.

قائد شرف نماینده دفتر تحکیم هم گفت: هرچند در روز دانشجو 4 دقیقه زمان آن هم پس از دو سال زمانی ناچیز برای درد دل‌های یک دانشجو است و انتظار ما از رئیس‌جمهور محترم‌مان بیش از این بود، اما صمیمانه از شما بابت اختصاص این زمان تشکر می‌کنیم.

صراحت لهجه دانشجویی

یکی از پدیده های نادر در طول ساهای گذشته، شنیدن انتقادهایی صریح وبدون لکنت زبان از منتقدین بوده است. با فاصله گرفتن از سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی، ارتباط مسئولان با دانشگاه کمتر شد و به غیر از رهبرانقلاب که مقید به برگزاری جلسه سالانه با تشکل های دانشجویی بودند، باقی مسئولین خود را برای شنیدن انتقادات دانشجویان آماده نمی کردند. شاید یکی از صریح ترین تعابیری که برای روحانی استفاده شد، «احمدی نژادی ترین فرد در سپهر سیاسی کشور» بود. اینتعبیر که نماینده اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل درحضور روحانی از آن استفاده کرد. او در بخشی از صحبتهایش روحانی را معاون اول کلان کابینه هاشمی رفسنجانی خطاب کرد و گفت:  در دولت مذاکرات برای توجیه راهبرد غلط وابسته کردن همه امورات کشور به سیاست خارجه، آسمان - ریسمان بافته، صغری و کبری چیدید و گفتید کربلا درس مذاکره است، اشتباه گفتید! در روزهای توهین به نبی مکرم اسلام وزیرخارجه کشور هتاک را در آغوش گرفتید، اشتباه کردید!

این صراحت در تشکلهای دیگر هم بود. قائدشرف نماینده دفتر تحکیم وحدت در بخشی از صحبتهایش ابراز داشت: اگر در حافظه تاریخی ملت ایران، دولت‌ آقای هاشمی، دولت اقتصاد تکنوکراسی، دولت اصلاحات دولت سقوط فرهنگ و دولت آقای احمدی‌نژاد، دولت اقتصاد تورمی ثبت شده است، اگر سفره معیشت مردم در وضع کنونی باقی بماند، دولت روحانی نیز دولت رکود لقب خواهد گرفت.

عرب نماینده جامعه اسلامی دانشجویان هم گفت: متاسفانه شنیده می‌شود و بعضا دیده می‌شود همان‌هایی که در سال ۷۸ فتنه کوی دانشگاه را به راه انداختند و در سال ۸۸ فتنه عظیم آن سال را موجب شدند در صدد هستند دوباره با شعارهای دروغین و اردوکشی‌های سیاسی فضای آرامش و همدلی کشور را به هم زنند و فتنه دیگری را رغم زنند و آن را به نام دولت شما تمام کنند و سعی نموده‌اند و سعی می‌کنند با سخنرانی‌های حاشیه ساز و ساختار شکنانه حتی دانشگاه‌ها را هم به فضای التهاب سیاسی بکشانند و از دانشگاه‌ها به عنوان ابزاری در جهت پیش برد اهداف خود استفاده کنند

نماینده بسیج دانشجویی هم در این دیدار با طرح مسئله آبگوشت، قرمه سبزی گفت: وقتی مشاور ارشد رئیس جمهور، که خود فارغ التحصیل این دانشگاه است، مزیت رقابتی تولید صنعتی کشور را تنها در آبگوشت و قرمه سبزی می پندارد و علنا هم اعلام می کند، امیدی هم برای دانشجوی جوان و مشتاق این کشور باقی خواهد ماند؟ دیگر او چه دلیلی برای ماندن در کشور خواهد داشت؟

 محمدجواد جلال فرد، نماینده جنبش عدالتخواه دانشجویی نیز در این دیدار تصرح کرد: نگرانیم دولت شما از ناحیه اتخاذ سیاست های اشتباه ضعیف ترین وزارتخانه دولت ،‌ بیشترین ضربه را ببیند و با سیاست های تحریک تقاضا و افزایش قیمت یک باره مسکن، تورم سنگینی را در کشور شاهد باشیم و این زیبنده دولت شما نیست که مسکن روستایی عملا تعطیل و مسکن مهر رها شده باشد و بیش از یک میلیون خانوار مستضعف را سرگردان کرده باشند.

امنیتی بودن فضا و درگیری میان دانشجویان

جو امنیتی دانشگاه شریف در روز حضور روحانی کار را به جایی رساند که دانشجویان این دانشگاه حق حضور در برنامه ای که در دانشگاهشان برگزار شد، را پیدا نکردند. دانشجویان با جنجال فراوان با حراست نیز درگیرشدند که در تصاویر مربوط به برنامه نیز وجود دارد. به عبارت دیگر دیدار حسن روحانی با دانشجویان به شدت امنیتی بود. در داخل سالن نیز درگیری هایی میان دانشجویان وجود داشت. شعارهایی از سوی عده‌ای از حاضران در راستای حمایت از رئیس‌جمهور دوره اصلاحات سر داده شد که در مقابل نیز عده‌ای دیگر شعار "مرگ بر فتنه‌گر" سر دادند این شعارها در نهایت به درگیری دو طیف از دانشجویان انجامید.  دقایقی در سکوهای سالن تربیت‌بدنی و با فاصله چند متر پشت سر رئیس‌جمهور بین دو طیف از دانشجویان درگیری رخ داد که بلافاصله با حضور مسئولان انتظامی این مسئله حل و فصل شد.

سرفه های روحانی

حسن روحانی که در فضای شلوغ و گاها متشنج دانشگاه تجربه سخنرانی نداشت، تلاش کرد با ارائه آمارهایی غیرواقعی برخی از انتقادات را پاسخ دهد؛ اما عکس العمل دانشجویان او را به سرفه انداخت. در بخشی از سخنرانی روحانی به ارائه آماری درباره تولید سلاح‌های راهبردی در دولت یازدهم پرداخت که عده‌ای از دانشجویان با شعار «دروغه، دروغه» این آمار را ساختگی دانستند. شعارهای مکرر حاضران باعث شد روحانی بگوید که «ما در دانشگاه این‌جوری حرف نمی‌زدیم، ما تریبون دادیم حرف‌های‌تان را بزنید.» وی که دقایقی سرفه می‌کرد خطاب به شعاردهندگان به مزاح گفت که »شما شعار می‌دهید، اما صدای من گرفته» است.

به هر حال حضور و شنیدن دیرهنگام صدای منتقدین اگرچه  شاید ترمیم پرستیژ آزادی بیان از سوی دولت به نظر برسد، اما تا زمانی که روحانی به نقدهای دلسوزانه جامه عمل نپوشاند، این نمایش ها فایده ای هم دارد؟


منبع: سراج 24




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 آذر 1394 توسط امیرپویان صبوحی
روزنامه کیهان نوشت: رسانه‌ها و نشریات زنجیره‌ای با تحریف واقعیات و سانسور حقایق تلخ برجام مدعی حمایت بی‌چون و چرای مردم ایران از توافق وین و افزایش امید آنان به آینده در پی حصول این توافق هستند. 

اخیرا مرکز مطالعات امور بین‌الملل و امنیت دانشگاه مریلند، با همراهی موسسه نظرسنجی ایران‌پل، به تحقیق درباره موضع افکارعمومی ایران در قبال توافق هسته‌ای پرداخته است. براساس این نظرسنجی 76 درصد شرکت‌کنندگان از توافق ایران و ۱+۵ در حالی حمایت کرده‌اند که اغلب درک صحیحی از محتوای برجام نداشته و این حمایت مبتنی بر مفروضاتی مخدوش و ناصحیح است. طبق این گزارش، 43 درصد پاسخ‌دهندگان به شدت حامی توافق هستند و 33 درصد هم «تا حدودی» از آن حمایت می‌کنند اما در مقابل 7 درصد پاسخ‌دهندگان گفته‌اند که به شدت مخالف توافق هستند و 14 درصد هم تا حدودی با آن مخالفت دارند. اما 4 توهم بزرگ باعث آن شده که پاسخ دهندگان حمایت خود را از توافق وین اعلام کنند.

این 4 توهم عبارتند از ؛

1- بر اساس توافق وین «همه تحریم‌ها حتی تحریم‌های یک جانبه آمریکا لغو خواهند شد در حالی که آمریکا تنها تحریم‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای را برمی دارد.»

 

2- برداشتن تحریم‌های ایران همزمان با اقدامات ایران خواهد بود در حالی که لغو تحریم‌ها پس از آن که ایران بخش‌های مهمی از تعهداتش را انجام دهد انجام می‌گیرد.

 

3- ایران زیر بار محدودیت تحقیقات هسته‌ای خود نرفته است در حالی که ایران محدودیت‌های جدی را برای تحقیقات هسته‌ای خود پذیرفته است.

 

4 - بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تحت هیچ شرایطی اجازه دسترسی به پایگاه‌های نظامی ایران را نخواهند داشت در حالی که ایران پذیرفته که تحت شرایطی بازرسان آژانس به پایگاه‌های نظامی دسترسی داشته باشند.

 

نکته قابل توجه این است که گزارش مذکور تاکید می‌کند این ناآگاهی نسبت به محتوای توافق در میان حامیان روحانی بیش از دیگران است!

با وجود اینکه متن کامل و بدون سانسور و تحریف نظر سنجی فوق در پایگاه اطلاع رسانی «مرکز مطالعات امور بین‌الملل و امنیت دانشگاه مریلند» موجود است و این نظر سنجی نشان از آن دارد که مردم براساس اطلاعات غلط القایی به آنها از توافق حمایت کرده‌اند و در صورت ارائه اطلاعات درست نتیجه تغییر خواهد یافت.رسانه‌های ذوق زده با تحریف واقعیت تیتر زدند «اکثریت ایرانیان حامی توافق اند» و امید مردم افزایش یافته است!

روحانی نیز در جمع مدیران اتحادیه‌های تعاونی سراسر کشور با حواله صحبت درباره برجام به آینده، گفت: اجازه نمی‌دهم عده‌ای افراطی به امید ملت ایران ضربه بزنند!

البته این نخستین بار نیست که رئیس جمهور منتقدان را با برچسب‌هایی مانند افراطی، بی‌سواد و... مورد عنایت قرار می‌دهد اما تفاوت این ماجرا با گذشته در این موضوع است که این نظر سنجی و تحلیل نه توسط منتقدان داخلی برجام و به قول رئیس جمهور، افراطی‌ها تهیه شده بلکه از سوی یک مرکز مطالعاتی وابسته به دانشگاهی در آمریکا ارائه شده است!



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 شهریور 1394 توسط امیرپویان صبوحی
بهنوش بختیاری در کامنتی به یکی از منتقدانش در اینستاگرام به اظهارنظر اخیرش درباره‌ی توافق هسته‌ای، نوشت: من حرفیو زدم که رهبر مملکتم گفته که اگاه باشیم و معتدل..مگه خود رییس جمهور بر اعتدال تاکید ندارن.

حامد یکی از منتقدینش که گویا در یکی از شهرهای جنوب کشور روزنامه نگار است، با بازنشر پاسخ اخیر این بازیگر به اظهارنظرش در نقد توافق هسته‌ای و اشاره به عهدنامه ترکمنچای، نوشته بود: «پیج یک هنرمند مدعی فرهنگ و نوع ادبیاتش من رو به شرم آورد. توهین به خبرنگار اون هم در اولین روز هفته خبرنگار. خبرنگاران محترم نیاز به اتحاد هست لطفا به پیج ایشون برید و ...»

بهنوش بختیاری هم که در نوشته‌ی او تگ شده بود، در کامنتی برای او نوشت: سلام قربان .. کامنت شما رو خوندم .. معنی عصبانیت شما رو نفهمیدم.. عقیده‌ای هر چند مخالف عقیده بعضی از افراد گفته شده با احترام و شخصی در نهایت بی ادبی آبرو برده ... چرا از ناحق طرفداری می‌کنید. خیلی از خبرنگارا شریفن و اتفاقا از دوستای نزدیک من هستن. روی صحبتم با اون شخصیه که نفهمید داره چه نپختگی میکنه. می‌دونم شغل سختی دارید. اما باید انسانیت رو در نظر گرفت. من حرفی و زدم که رهبر مملکتم گفته که آگاه باشیم و معتدل. مگه خود رییس جمهور بر اعتدال تاکید ندارن. دلیل عصبانیت شما چیه که تهدید می‌کنید. یعنی حرف حق انقدر دردآوره؟ خواهش می‌کنم خدا رو در نظر بگیرید. من سر جنگ با اون آقا ندارم. نمیشناسمش. ولی ایشون سر جنگ و با من باز کرد. شما باید به عنوان یک خبرنگار مسلط و آگاه و بحق باشید که مردم قبولتون کنن. با آرزوی پیروزی همه اقشار زحمتکش جامعه و جنابعالی. یاعلی.





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 مرداد 1394 توسط امیرپویان صبوحی

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، «مایکل لدین» مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا و از چهره‌های برجسته محافظه‌کار روز یکشنبه با انتشار مطلبی در نشریه «فوربس» متن کامل نامه‌ای که گفته می‌شود از سوی سران فتنه و در پاسخ به پیام دولت آمریکا نوشته شده را منتشر کرده است.

وی در این مطلب که به بهانه مخالفت «چاک شامر» سناتور دموکرات آمریکایی با توافق هسته‌ای نگاشته شده، نوشته است که شامر رابط این نامه‌نگاری بود و به همین دلیل هم حالا مخالف توافق با ایران است. 

لدین که از حامیان ایجاد انقلاب رنگی در ایران است و بارها به مقامات آمریکایی توصیه کرده برای تحقق این هدف تلاش کنند، با اشاره به انتخابات سال 1388 و اتفاقات پس از آن، نوشته است: «دولت (آمریکا) تصمیم گرفت پیامی برای گروه (میر حسین) موسوی، جنبش سبز، بفرستد. سناتور شامر دوستی در وال استریت داشت که با سبزها در ارتباط بود و همان فرد به عنوان رابط انتخاب شد.»

وی که در سال 2012 نیز به وجود چنین نامه‌ای اشاره کرده بود، افزود: «از شامر خواسته شد از طرف دولت این پیام را به رهبران سبزها منتقل کند: "سبزها باید بدانند که این سوالات از جانب وزیر خارجه (آمریکا) ارسال شده است. سوالات این‌هاست: ما باید چه کاری انجام دهیم؟ چه کاری نباید انجام دهیم؟»

لدین در ادامه نوشته است: «پاسخ در قالب یک یادداشت تایپ‌شده 8 صفحه‌ای، به تاریخ 30 نوامبر 2009 (9 آذر 1388)، بود. نویسندگان (نامه) بسیار دقت کرده‌اند. این (نامه) امضا نشده و من دلایل روشنی دارم که چند نفر در تهران روی آن کار کرده‌اند.» (متن نامه)

در این نامه نظام ایران با «شدیدالحن‌ترین» الفاظ نظیر «خشن» و «دیکاتوری» توصیف و در آن نوشته است که رفتار نظام ایران تغییر نمی‌کند. لدین نوشته شده است: «اما این یادداشت تاکید دارد که نیروهای حامی تغییر داخل ایران، قدرتمند هستند و به خوبی رهبری می‌شوند.»

نویسندگان آن نامه به واشنگتن هشدار داده‌اند که اگر با تهران به توافق هسته‌ای دست یابد، باید در برابر رویکردهای خارجی و داخلی تهران سکوت کند. 

در بخشی از آن نامه آمده است: «در این لحظه سرنوشت‌ساز، این به کشورهای جهان آزاد بستگی دارد که تصمیمشان را بگیرند. آیا آن‌ها به مسیر خوش‌خیالی ادامه داده و تصمیمات را به آینده، زمانی که دیگر دیر شده موکول می‌کنند یا اینکه به مردم شجاع ایران پاداش داده و در عین حال منافع غرب و صلح جهانی را پیش می‌برند؟»

لدین در ادامه نوشته است: «به گفته دوست او (شامر) در وال‌استریت که من با او صحبت کرده‌ام، این یادداشت به شامر تحویل داده شده است. وزارت خارجه می‌گوید چیزی در مورد آن نمی‌داند و دفتر شامر هم از بحث در این رابطه خودداری می‌کند، اما نمی‌توانم تصور کنم که او آن را به هیلاری کلینتون، دوست و همکاری سابقش نداده است. مهمتر اینکه، قطعا زمانی که او (شامر) در حال تفکر بود که باید چه تصمیمی در مورد توافق بگیرد،  آن برهه تأثیرگذار بوده است. سبزها به دولت اوباما دقیقا گزینه‌های واقعی را گفتند: یا از رژیم حمایت کنید یا از به حمایت از آزادی و نتیجه تشویق تغییر دموکراتیک در ایران بپردازید.»

دولت آمریکا هنوز در مورد گزارش لدین اظهار نظر نکرده است.





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 مرداد 1394 توسط امیرپویان صبوحی

آقای هاشمی در دو مقطع، روستایی ها را به سوژه اصلی رسانه های کشور تبدیل کرده است. یکی وقتی سیاست های اقتصادی دولت سازندگی را اجرا می کرد و تورم را به 50 درصد رساند و یکی هم چند روز قبل در مصاحبه اش با یک رسانه.

 

بار اول وقتی بود که زیر بار فشار سیاست های اقتصادی برگرفته از غرب در دولت سازندگی، کمر قشر ضعیف بویژه روستائیان شکسته شد و کار به اعتراضات عمومی در حاشیه نشینان برخی شهرها مثل شهرک طلاب مشهد، اراک، مبارکه و اسلامشهر (چهاردانگه) کشید به طوری که فقط اعتراضات مردم در شهرک فقیرنشین طلاب مشهد، شش کشته روی زمین گذاشت.

 

بار دوم اما همین هفته قبل بود، وقتی هاشمی برای تخفیف منتقدانش با ادبیاتی نامناسب گفت: عده ای که در روستا قدم می زدند، امروز انقلابی شده اند. کانّه از نگاه هاشمی، اهالی روستا انسان هایی عقب مانده اند که فهم انقلابی ندارند و نمی توانند داشته باشند! در حالی که اتفاقا بار اصلی انقلاب بر دوش همین توده های مردم ساکن در روستاها و شهرها بود.

 

هاشمی خودش از یاد برده که او هم یک روستایی بوده وقتی در مصاحبه ای دیگر می گوید: سال 1313 اوایل قدرت رضاخان بود. روستای ما (نوق رفسنجان) در آن موقع، روستایی عقب افتاده و منزوی بود... روستای ما مردم متدینی دارد. خانواده ما فرهنگی بودند و پدرم تحصیلات دینی داشت... در آغاز جوانی (14 سالگی) با تشویق پدرم به قم رفتم. عموی من روحانی محل و پدرم شخصیت فرهنگی بودند که بیشتر به کار کشاورزی می‌پرداختند. در روستای ما مدرسه نبود و ما به مکتب می‌رفتیم. وقتی بنا شد که برای ادامه تحصیل از روستا خارج شوم، پدرم ترجیح داد که به قم بروم.

 

آقای هاشمی! شما وقتی در روستایی با این وضعیت قدم می زدید، به قم آمدید و پس از مدتی انقلابی شدید. اما چه شد که امروز روستایی بودن را عار و قابل جمع با انقلابی شدن نمی دانید؟ شاید خاطرات شما در روز یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۷۰ به این سئوال پاسخ دهد. نوشته اید در آن روز - که با تاسوعای حسینی مصادف بوده - به خاطر پیش بینی زلزله در تهران توسط یک فرد چینی و با اصرار بچه ها با هلیکوپتر به سد لتیان رفتید و بچه هایتان پشت آب سد، اسکی روی آب می کردند و شما هم می خواستید اسکی روی آب یاد بگیرید، ولی بدنتان آمادگی آن را نداشت!

 

آقای هاشمی! می دانید، بچه روستایی ها چرا انقلابی می شوند و انقلابی می مانند اما بچه های برخی شخصیت های سیاسی انقلابی نمی شوند و انقلابی نمی مانند حتی ضد انقلاب می شوند؟ روشن است، چون بچه های روستا روز تاسوعا به جای اسکی روی آب به مسجد روستایشان می روند و سینه می زنند و عزاداری می کنند. برای همین بچه روستایی ها بزرگ که می شوند پایشان به قراردادهای چند صد میلیاردی نفتی باز نمی شود، اختلاس نمی کنند، رشوه نمی گیرند، با قرارداد کرسنت معادل 160 دکل نفتی گم شده به جیب ملت ضرر نمی زنند، سه سال به انگلیس پناهنده نمی شوند و با MI6 نرد عشق نمی اندازند، برای تحریم بیشتر ملت ایران، اطلاعات محرمانه، سری و بکلی سری  کشور را در اختیار غربی ها قرار نمی دهند و در فتنه و کودتای سال 88 زیر پل کالج ساندویج نمی خورند و شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه نمی دهند!

 

آقای هاشمی! حتما می دانید امام حسین(ع) در روز عاشورا وقتی جماعت کوفی در برابر منطق حق امام، هلهله می کردند به آنها فرمود: علت این‌که حرف‌های مرا نمی‌فهمید این است که شکم‌هایتان از حرام انباشته شده است و این امر باعث مهرخوردن بر دل‌هایتان شده است (كُلُّكُمْ عَاصٍ لِأَمْرِی غَیْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلِی فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِكُم) ‏

 

اینها را یک روستایی که روز تاسوعا به جای اسکی روی آب، عزاداری برای فرزندان تشنه حسین را ترجیح داده و از وفای عباس شنیده، می فهمد اما آن کسی که در رفاه برگرفته از فساد غوطه ور شده، نمی فهمد. برای همین بچه های مش حسین و مش تقی و فلانی و بهمانی، هر چند در روستا قدم می زنند اما انقلابی عمل می کنند و از خامنه ای یاد گرفته اند که برای باقی ماندن انقلاب در صراط خمینی، از من و شمایی که شهری شده ایم، اصول انقلابشان را مطالبه کنند.

 

آقای هاشمی بگذارید با خاطره ای از رهبر انقلاب یادداشتم را تمام کنم. رهبر انقلاب در جمع نیروهای لشکر 27 محمد رسول الله (ص) می فرمایند:

 

«در دوران پیش از پیروزی انقلاب، بنده در ایرانشهر تبعید بودم. در یکی از شهرهای هم‌جوار، چند نفر آشنا داشتیم که ‌یکی از آن‌ها راننده بود، یکی شغل آزاد داشت و بالاخره، اهل فرهنگ و معرفت، به معنای خاص کلمه نبودند. به حسب ‌ظاهر، به آنها عامی اطلاق می‌شد. با این حال جزو خواص بودند. آنها مرتّب برای دیدن ما به ایرانشهر می‌آمدند و از ‌قضایای مذاکرات خود با روحانی شهرشان می‌گفتند. روحانی شهرشان هم آدم خوبی بود؛ منتها جزو عوام بود. ملاحظه می‌کنید! راننده‌ کمپرسی جزو خواص، ولی روحانی و پیش‌نماز محترم جزو عوام! مثلاً آن روحانی می‌گفت: ‌‌«چرا وقتی اسم پیغمبر می‌آید یک صلوات می‌فرستید، ولی اسم "آقا" که می‌آید، سه صلوات می‌فرستید؟!» ‌نمی‌فهمید.

 

راننده به او جواب می‌داد: روزی که دیگر مبارزه‌ای نداشته باشیم؛ اسلام بر همه جا فائق شود؛ انقلاب ‌پیروز شود؛ ما نه تنها سه صلوات، که یک صلوات هم نمی‌فرستیم! امروز این سه صلوات، مبارزه است! راننده ‌این را می‌فهمید، روحانی نمی‌فهمید! این را مثال زدم تا بدانید خواص که می‌گوییم، معنایش صاحب لباسِ خاصی نیست. ممکن است مرد باشد، ممکن ‌است زن باشد. ممکن است تحصیل‌کرده باشد، ممکن است تحصیل‌نکرده باشد. ممکن است ثروتمند باشد، ممکن ‌است فقیر باشد. ممکن است انسانی باشد که در دستگاه‌های دولتی خدمت می‌کند، ممکن است جزو مخالفین ‌دستگاه های دولتیِ طاغوت باشد.»

 

آقای هاشمی! امروز هم مانند قبل از انقلاب، خواصی داریم در لباس روستایی و کارگر و ... و عوامی داریم در لباس روحانی و کت و شلوار اتو کرده که شاید عنوان آیت الله و دکتر و مهندس را هم یدک بکشند و در نظام اسلامی جایگاهی هم داشته باشند اما عوامند، عوام؛ و امروز درد انقلاب خمینی همین است.

حمید رسائی





نوشته شده در تاریخ شنبه 17 مرداد 1394 توسط امیرپویان صبوحی

دیدار دانشجویان با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که بیش از ۴ ساعت به طول انجامید، یک دیدار تاریخی برای دانشجویان بود.

 

خبرگزاری فارس: دیداری تابستانی که برای دانشجویان تاریخی شد/ ۴ ساعت در کنار رهبر معظم انقلاب

 

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، هفته گذشته برای دانشجویان هفته‌ای پر از اشتیاق بود زیرا دیداری تاریخی با رهبر معظم انقلاب را تجربه کردند.

بعد از خواندن سرود و تلاوت قرآن این مجری برنامه -دبیر سابق جنبش عدالتخواه - بود که آغازگر سخن شد. البته یک دانشجوی خرم‌آبادی قبل از آنکه سخنان مجری ادامه پیدا کند بلند شد و با صدای بلند سلام همشهری‌هایش را به آقا رساند و چفیه ایشان را بعنوان تبرک برای همشهری‌هایش درخواست کرد که با نظر مثبت مقام معظم رهبری همراه شد.

مجری برنامه در ادامه و در ابتدا از نماینده دفتر تحکیم وحدت برای سخنرانی دعوت کرد، وقتی سخن این دانشجوی خانم تمام شد، مجری برنامه با اشاره به پیشگامی خانم‌ها در رعایت وقت از آقایان دانشجو که قرار بود در ادامه سخنرانی کنند خواست که در رعایت وقت از وی الگو بگیرند!

در ادامه برنامه نمایندگان تشکل‌های دانشجویی پشت تریبون می‌رفتند و بخشی از صحبت‌های هر کدام از آنان با تکبیر یا احسنت دانشجویان همراه می‌شد، در این بین یک سنت‌شکنی رخ داد، وقتی دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علامه به سخنرانی پرداخت، چند دانشجو برای تایید سخنان وی برخلاف سنت مرسوم این برنامه شروع به کف‌زدن کردند!

موضوع دیگری که شعف دانشجویان را برانگیخت، درخواست نماینده بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد از «آقا» برای توصیه به والدین دانشجویان پیرامون ازدواج بود. شعفی که به قول مجری سلیقه جمع حاضر را به خوبی بیان می‌کرد.

وقتی سخنرانی دانشجویان به پایان رسید، در بین دانشجویان چند دست برای سخنرانی در محضر رهبر انقلاب بلند شد، در این بین دانشجویی با صدای ضعیف گفت: آرزوی ما صحبت کردن با شما است، که مقام معظم رهبری در جواب گفت تنها شما یا همه دانشجویان! آن دانشجو در جواب گفت «بنده، اگر بشود بعد افطار» که مقام معظم رهبری در جواب گفتند بعد افطار که حوصله کار نیست!

در ادامه برنامه که مقام معظم رهبری شروع به سخنرانی کردند زمان زیادی تا اذان مغرب نمانده بود، اما در همین وقت کوتاه ایشان پیرامون مصادیق آرمانخواهی تشکل‌های دانشجویی، رابطه واقع‌گرایی و آرمان‌خواهی، وضعیت مبارزه با استکبار پس از مذاکرات هسته‌ای و مطالب دیگر مطالبی را عنوان کردند.

هنگام اذان مغرب مقام معظم رهبری خطاب به دانشجویان گفت که مطالب زیادی برای بیان بود که فرصت نشد که دانشجویان یکصدا فریاد زدند بعد از نماز و افطار هم ما می‌مانیم که با موافق مقام معظم رهبری همراه شد.

بعد از نماز و افطار دوباره دانشجویان در حسینیه برای شنیدن سخنان مقام معظم رهبری جمع شدند، که این‌بار زمان برای سخن بیشتر بود. مقام معظم رهبری در این مقطع خاطره‌ای جالب از سید قطب پیرامون جذب جوانان با هر وسیله‌ای در اروپا بیان کردند که خنده های مکرر دانشجویان، لبخند را به لب مقام معظم رهبری نیز آورد.

درد و دل سران مرتجع عرب با آمریکایی‌ها پیرامون نفوذ ایران، تشبیه تشکل‌های دانشجویی انتخاباتی با ظرف یک‌بار مصرف که مقام معظم رهبری بدان اشاره کردند، موضوعاتی بود که خستگی برنامه بیش از 4ساعته را از تن همه بیرون می‌کرد البته دانشجویان می‌گفتند حاضرند تا سحر پای سخنان مقام معظم رهبری بنشینند.

در این مراسم محمد فرهادی وزیر علوم، قاضی‌زاده هاشمی وزیر بهداشت، سورنا ستاری معاون علمی رئیس جمهور حجت‌الاسلام محمدیان نماینده مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها،حجت الاسلام ابوترابی‌فرد نائب رئیس مجلس شورای اسلامی، محمد مهدی زاهدی نماینده مجلس شورای اسلامی، حجت‌الاسلام نبویان نماینده مجلس شورای اسلامی، زارعی نماینده مجلس شورای اسلامی، مخبر دزفولی دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی، حجت‌الاسلام قریشی معاون سیاسی نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، ضیاء هاشمی معاون فرهنگی وزارت علوم، حمید میرزاده رئیس دانشگاه آزاد، طه هاشمی معاون فرهنگی دانشگاه آزاد، امید معاون مالی اداری وزارت علوم، طیبی رئیس جهاد دانشگاهی نیلی احمد آبادی رئیس دانشگاه تهران، حجت‌الاسلام کلانتری مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران، سرسنگی معاون فرهنگی دانشگاه تهران، طهرانچی رئیس دانشگاه شهید بهشتی، ابراهیم خدایی رئیس سازمان سنجش آموزش کشور، محمد ودود حیدری رئیس سابق سازمان بسیج دانشجویی و داوود گودرزی سرپرست سازمان سیج دانشجویی نیز حضور داشتند.





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 تیر 1394 توسط امیرپویان صبوحی
خطبه های عید فطر

به گزارش میدان ۷۲، در خجسته عید سعید فطر، ایران اسلامی یکپارچه جشن توحید و خداپرستی شد و ملت مومن و انقلابی ایران به شکرانه یک ماه عبادت و روزه داری، به نماز بندگی ایستادند و بهترین ها را از درگاه پروردگار کریم مسئلت کردند.
کانون شکوه پر طروات بندگی ایرانیان، مصلای امام خمینی(ره) تهران بود و صدها هزار نفر از مردم تهران، نماز عید را به امامت حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی اقامه کردند.
مشروح بیانات رهبر انقلاب در خطبه های نماز عید فطر را در ادامه می بینید:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
السّلام علیکم و رحمهالله. الحمدلله ربّ‌العالمین، الحمدلله الّذی  خلق السّماوات و الارض و جعل الظّلمات و النّور ثمّ الّذین کفروا و ربّهم یعدلون. نحمده و نسبّحه و نتوب الیه و نصلّی و نسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی ءاله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداه المهدیّین المعصومین سیّما بقیّهالله فی الارضین.

تبریک عرض میکنم [این‌] عید سعید را به همه‌ی شما برادران و خواهران و به ملّت عزیز ایران و به مسلمانان سراسر جهان. و شما نمازگزاران و خودم را توصیه میکنم به رعایت تقوای الهی، پرهیزکاری، مراقبت از نفس و دوری از گناه.

ماه رمضان امسال به معنای واقعی کلمه، یک ماه مبارک بود؛ برکات الهی بر این ملّت فروبارید و نشانه‌های آن در روزه‌داریِ روزهای بلند و گرم، در محافل قرآنیِ گسترده‌ی در همه جای کشور، در مجالس عظیم دعا و توسّل -که هزاران جوان و پیر و مرد و زن، دست تضرّع و دعا بلند میکردند، با خدای خود مخلصانه و خاشعانه سخن میگفتند- در انفاقها، در افطاری‌های گسترده‌ای که خوشبختانه چند سالی است رواج پیدا کرده است در مساجد، در معابر، در خیابانها، و بالاخره در راه‌پیمایی عظیم روز قدس [دیده شد]؛ اینها نشانه‌های رحمت الهی است؛ مردم روزه‌داری که شب قبل را به‌مناسبت احیاء بیست‌وسوّم ماه مبارک رمضان و شب قدر تا صبح بیداری کشیده بودند، در روز گرم تابستان، با زبان روزه در این راه‌پیمایی عظیم شرکت کردند. اینها است راه درست شناخت ملّت ایران؛ این ملّت ایران است. این ملّت ایران است که ماه رمضان در محراب عبادتْ آن‌جور، و در صحنه‌ی مقابله و مبارزه‌ی با استکبارْ این‌جور، خود را عرضه میکند و نشان میدهد. ملّت ما را از زبان مغرضِ دیگران نباید شناخت؛ ملّت ما را از خودش، از شعارش، از حرکتش، از این جلوه‌های عظیم باید شناخت؛ این است ملّت ایران. آنچه دشمن با فضاسازی سعی میکند از ملّت ایران نشان بدهد و بعضی کج‌فهم‌ها هم متأسّفانه همان را تکرار میکنند، انحراف و غلط است. ملّت ایران همان ملّتی است که ابعاد و اجزاء گوناگون خود را در این ماه رمضان نشان داد. ان‌شاءالله امروز، همه‌تان کارنامه‌ی قبولی میگیرید؛ امروز ان‌شاءالله به‌مناسبت عید، ملّت ایران کارنامه‌ی قبولی این عبادات را از منبع لطف و رحمتِ پروردگار خواهد گرفت؛ ان‌شاءالله بعضی از شما علاوه‌ی بر کارنامه‌ی قبولی، جایزه هم میگیرید، درجه هم میگیرید، اعتلای معنوی و روحی هم پیدا میکنید. شعارهای ملّت ایران، نشان داد که جهت‌گیری‌ها چیست؛ در روز قدس، شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا، فضای کشور را تکان داد؛ مخصوص تهران و شهرهای بزرگ هم نبود؛ همه‌ی کشور در زیر چتر این حرکت عظیم قرار گرفت.

پروردگارا! از ملّت ایران، به رحمت و لطف خود قبول بفرما؛ پروردگارا! توفیقات خود، رحمت خود و الطاف بی‌پایان خود را بر این ملّت فرو ببار؛ پروردگارا! شهدای عزیز ما را، امام بزرگوار را، همه‌ی کسانی که ملّت را در این راه کمک کردند و یاری کردند را ، مشمول رحمت و مغفرت خود قرار بده.

بِسمِ‌اللهِ‌الرَّحمنِ‌الرَّحیمِ
وَالعَصرِ. اَنَّ الاِنسانَ لَفی خُسر. اِلَّا الَّذینَ ءامَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحتِ وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبر.(۱)

|خطبه دوم|

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و صلّ علی ائمّه المسلمین و حماه المستضعفین، امیرالمؤمنین، و سیّده نساء العالمین و الحسن و الحسین سبطی الرّحمه و امامی الهدی و علیّ بن الحسین زین‌العابدین و محمّد بن علیٍّ و جعفر بن محمّدٍ و موسی بن جعفرٍ و علیّ بن موسی و محمّد بن علیٍّ و علیّ بن محمّدٍ و الحسن بن علیٍّ و الخلف الهادی المهدی، حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک.

سلام و تحیّت و تبریک به همه‌ی برادران و خواهران نمازگزار همراه با توصیه‌ی به تقوا، نخستین سخن ما در خطبه‌ی دوّم است.

حوادث منطقه‌ی ما در این ماه رمضان و قبل از آن، حوادث ناگواری بود و هست؛ متأسّفانه دستهای نامبارکی، ماه مبارک را برای بسیاری از مردم منطقه تلخ کرد. در یمن، در بحرین، در فلسطین، در سوریّه، بسیاری از مردم مسلمانِ مؤمن، به‌خاطر سیه‌کاری‌های دشمنان، روزهای سختی را گذراندند و روزه‌های دشواری گرفتند. همه‌ی این قضایا برای ملّت ما مهم است.

یک مسئله هم مسئله‌ی داخلی ما است که مسئله‌ی مذاکرات هسته‌ای است. چند نکته را در زمینه‌ی این مسئله لازم است عرض کنم. نکته‌ی اوّل تشکّر از دست‌اندرکاران این مذاکرات طولانی و نفس‌گیر است، رئیس جمهور محترم و بالخصوص هیئت مذاکره‌کننده که حقیقتاً زحمت کشیدند و تلاش کردند؛ چه این متنی که تهیّه شده است، در مجاری قانونی پیش‌بینی‌شده‌ی خود تصویب بشود و چه نشود، اجر آنها محفوظ است؛ این را به خود آن برادران هم از نزدیک عرض کردیم. البتّه برای تصویب این متن، یک مسیر قانونیِ پیش‌بینی‌شده‌ای وجود دارد که باید این مسیر را طی کند و خواهد کرد؛ ان‌شاءالله. انتظار ما این است که دست‌اندرکاران، با دقّت مصالح را -مصالح کشور را، مصالح ملّی را- در نظر بگیرند و آنچه را تحویل ملّت خواهند داد، بتوانند با گردن افراشته، در مقابل خدای متعال هم ارائه بدهند.

نکته‌ی بعدی این است که چه این متن تصویب بشود و چه نشود، به حول و قوّه‌ی الهی، اجازه‌ی هیچ‌گونه سوءاستفاده‌ای از آن داده نخواهد شد؛ اجازه‌ی خدشه‌ی در اصول اساسی نظام اسلامی به کسی داده نخواهد شد؛ قابلیّتهای دفاعی و حریم امنیّت کشور، به فضل الهی حفظ خواهد شد، اگرچه میدانیم دشمنان بر روی این نقطه‌ی بخصوص، تکیه‌ی زیادی دارند. جمهوری اسلامی، در زمینه‌ی حفظ قابلیّتهای دفاعی و امنیّتی خود -آن‌هم در این فضای تهدیدی که دشمنان برایش به‌وجود می‌آورند- هرگز تسلیم زیاده‌خواهی دشمن نخواهد شد.

نکته‌ی بعدی این است که چه این متن تصویب بشود و چه نشود، ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید: از ملّت مظلوم فلسطین، از ملّت مظلوم یمن، از ملّت و دولت سوریه، از ملّت و دولت عراق، از مردم مظلوم بحرین، از مجاهدان صادق مقاومت در لبنان و فلسطین؛ [اینها] همواره مورد حمایت ما خواهند بود.

نکته‌ی بعدی این است که با این مذاکرات و با متنی که تهیّه شده است، در هر صورت سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد. همان‌طور که بارها تکرار کردیم، ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم؛ در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌ای نداریم؛ گاهی در موارد استثنائی مثل این مورد هسته‌ای، براساس مصلحت، مذاکره کرده‌ایم؛ این مورد هم فقط نبوده است، قبل از این هم مواردی بوده است که من در سخنرانی‌های عمومی قبلی به آنها اشاره کرده‌ام. سیاستهای آمریکا در منطقه با سیاستهای جمهوری اسلامی ۱۸۰ درجه اختلاف دارد. آمریکایی‌ها حزب‌الله را و مقاومت لبنان را -که فداکارترین نیروهای دفاع ملّی در یک کشورند- متّهم به تروریسم میکنند، از این بی‌انصافی بالاتر نمیشود. آن‌وقت در مقابل، دولت تروریست صهیونیستیِ کودک‌کُش را مورد حمایت خودشان قرار میدهند، با یک‌چنین سیاستی چگونه میشود معامله کرد، چگونه میشود مذاکره کرد، چگونه میشود به توافق رسید؟ حالا موارد دیگر هم هست که من تفصیلش را میگذارم برای جای دیگر.

نکته‌ی بعدی در مورد رجزخوانی‌های آمریکا در این چند روز است. در این چند روزی که از پایان این مذاکرات گذشته است، حضرات مسئولین آمریکایی -دولت مردانشان، دولت زنانشان- مشغول رجزخوانی‌اند، هر کدام با زبانی رجزی میخوانند. البتّه ما ایرادی به این کار آنها نداریم؛ مشکلات داخلیِ آنها، آنها را ناچار میکند که این رجزخوانی‌ها را بکنند که بله، ما ایران را سر میز مذاکره کشاندیم، ما ایران را تسلیم کردیم، ما مانع از سلاح هسته‌ای ایران شدیم، ما فلان امتیاز را گرفتیم و از این قبیل! خب، حقیقت قضیّه چیز دیگری است. میگویند ما جلوی سلاح هسته‌ای ایران را گرفتیم؛ سلاح هسته‌ای ایران، ربطی به گفتگوی با آمریکا و غیر آمریکا ندارد؛ خود آنها هم میدانند؛ گاهی هم اهمّیّت فتوای حرمت سلاح اتمی را بر زبان آورده‌اند؛ ما براساس حکم قرآن و شریعت اسلامی، تولید سلاح هسته‌ای و نگهداری آن و به‌کار بردن آن را حرام میدانیم و به آن اقدام نمیکنیم؛ این هیچ ربطی به آنها ندارد، به این مذاکرات هم ربطی ندارد. آنها خودشان میدانند که این واقعیّت است -میدانند که آنچه مانع جمهوری اسلامی در زمینه‌ی تولید سلاح هسته‌ای است، تهدید و توپ‌وتشر آنها نیست؛ یک مانع شرعی است؛ اهمّیّت این فتوا را میدانند- درعین‌حال باز میگویند که ما بودیم [که نگذاشتیم‌]؛ به ملّت خودشان راست نمیگویند، حقیقت را نمیگویند. آنها درباره‌ی مسائل گوناگون دیگر، میگویند ما درباره‌ی صنعت هسته‌ای این‌جور کردیم، این‌جور گفتیم، ایران را تسلیم کردیم؛ تسلیم ایران را مگر به خواب ببینند. پنج رئیس جمهور دیگر [آمریکا] از اوّل انقلاب تا امروز، در این آرزو که جمهوری اسلامی را تسلیم کنند یا مُردند یا در تاریخ گم شدند، شما هم مثل آنها؛ شما هم این آرزو را هرگز به دست نخواهید آورد که ایران اسلامی را تسلیم کنید.

یک نکته‌ای در خلال حرفهای رئیس جمهور آمریکا در این چند روز وجود داشت و آن اعتراف به اشتباهات گذشته‌ی آمریکا بود؛ البتّه مشتی از خروار را ایشان گفت. اعتراف کرد که در بیست‌وهشتم مرداد، آمریکایی‌ها در ایران خطا کردند؛ اعتراف کرد که در کمک به صدّام حسین، آمریکایی‌ها خطا کردند؛ دو سه مورد را گفت، [امّا] ده‌ها مورد را نگفت؛ ۲۵ سال حکومت ظالمانه و جائرانه‌ی پهلوی دوّم را نگفت؛ شکنجه‌ها، غارتها، کشتارها، جنایتها، فاجعه‌آفرینی‌ها، از بین بردن عزت ملّت ایران، لگدکوب کردن منافع داخلی و خارجی ملّت ایران را که به‌وسیله‌ی آمریکا انجام گرفت نگفت، تسلّط صهیونیست‌ها را نگفت، نابود کردن مسافرین هواپیمای مسافربری را به‌وسیله‌ی شلیک موشک از دریا نگفت، و بسیاری چیزهایی دیگر؛ [امّا] چند اشتباه را تکرار کرد. من جمله‌ای را میخواهم ناصحانه به این حضرات بگویم: امروز شما بعد از گذشت سالهای طولانی از بیست‌وهشتم مرداد یا از جنگ هشت‌ساله و دفاع جمهوری اسلامی، اعتراف میکنید که اشتباه کردید؛ من میخواهم بگویم الان هم دارید اشتباه میکنید، الان هم در جاهای مختلف این منطقه و بخصوص نسبت به جمهوری اسلامی و ملّت ایران مشغول اشتباه هستید؛ چند سال دیگر یک کس دیگری می‌آید و همین اشتباه شما را به رخ خواهد کشید، همچنان‌که شما امروز اشتباه گذشتگانتان را به رخ میکشید؛ شما هم دارید اشتباه میکنید، بیدار شوید، از اشتباه خارج شوید، حقیقت را بفهمید. در منطقه اشتباهات بزرگی را دارند مرتکب میشوند.

آنچه من به ملّت ایران میخواهم عرض بکنم [این است] : جمهوری اسلامی به توفیق الهی و به حول و قوّه‌ی الهی، مقتدر و قوی است، روزبه‌روز هم قوی‌تر شده است. ده سال، دوازده سال است که شش دولت بزرگ جهانى -که از لحاظ ثروت اقتصادى و غیره، جزو کشورهاى مقتدر دنیا محسوب میشوند- اینها نشسته‌اند در مقابل ایران، با هدف اینکه ایران را از پیگیرى صنعت هسته‌اى خودش باز بدارند؛ این را صریحاً گفته‌اند. هدف واقعى آنها این است که پیچ‌ومهره‌هاى صنعت هسته‌اى بکلّى باز بشود؛ این را سالها پیش هم به مسئولین ما صریحاً بیان کردند، الان هم در همین آرزو هستند. ده سال، دوازده سال کشمکش با جمهورى اسلامى، نتیجه‌[اش] این شد که این شش قدرت، امروز ناچار شدند که گردش چند هزار سانتریفیوژ را در کشور تحمّل کنند؛ ناچار شدند ادامه‌ى این صنعت را در کشور تحمّل کنند؛ ناچار شدند ادامه‌ى تحقیقات و توسعه‌ى این صنعت را تحمّل کنند. تحقیق و توسعه‌ى صنعت هسته‌اى ادامه خواهد یافت؛ گردش صنعت هسته‌اى ادامه خواهد یافت؛ این چیزى است که آنها سالها تلاش کردند، [ولى] امروز روى کاغذ آوردند و امضا دارند میکنند که حرفى ندارند. این معنایش چیست جز اقتدار ملّت ایران؟ این بر اثر ایستادگى ملّت، مقاومت ملّت، و بر اثر شهامت و ابتکار دانشمندان عزیز ما است. رحمت خدا بر شهریارى‌ها و رضائى نژادها و احمدى روشن‌ها و علیمحمّدى‌ها؛ رحمت خدا بر شهداى هسته‌اى، رحمت خدا بر خانواده‌هاى اینها، رحمت خدا ب ملّتى که پاى حرف حقّ خود و احقاق حقّ خود مى‌ایستد.

یک مطلب دیگر هم که نکته‌ى آخر است عرض بکنم. این آقا گفته است که میتواند ارتش ایران را نابود کند. قدیمى‌هاى ما این‌جور حرفها را «لاف در غریبى» میگفتند.(۲) من نمیخواهم در این زمینه چیزى بگویم، آنها که این حرف را خواهند شنید، اگر میخواهند درست بفهمند، اگر میخواهند از تجربه‌هاى خود درست استفاده بکنند بدانند، البتّه ما از هیچ جنگى استقبال نمیکنیم، ما به هیچ جنگى مبادرت نمیکنیم و پیش‌دستى نمیکنیم، امّا اگر جنگى اینجا اتّفاق بیفتد، آن کسى که سرشکسته از جنگ خارج خواهد شد آمریکاى متجاوز و جنایتکار است.

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
اِذا جآءَ نَصرُاللهِ وَ الفَتح. وَ رَاَیتَ النّاسَ یَدخُلونَ فى دینِ اللهِ اَفواجًا. فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّکَ وَ استَغفِرهُ اِنَّهُ کانَ تَوّابًا. (۳)
و السّلام علیکم و رحمهالله و برکاته‌

۱) سوره‌ى عصر، آیه‌ى ۱ تا ۳؛ «سوگند به عصرِ [غلبه‌ى حق بر باطل]. که واقعاً انسان دستخوش زیان است. مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایى توصیه کرده‌اند.»
۲) خنده‌ى نمازگزاران‌
۳) سوره‌ى نصر، آیه‌ى ۱ الى ۳؛ «چون یارى خدا و پیروزى فرا رسد، و ببینى که مردم دسته دسته در دین خدا درآیند، پس به ستایش پروردگارت نیایشگر باش و از او آمرزش خواه، که وى همواره توبه‌پذیر است.»





نوشته شده در تاریخ شنبه 27 تیر 1394 توسط امیرپویان صبوحی
مذاکرات و توافق نهایی هسته ای را در ابعاد و از منظرهای مختلفی می توان تحلیل کرد. یکی از زوایا و ابعاد زیبای این مذاکرات، استراتژی رهبر معظم انقلاب اسلامی بود که موجب شد کشور از بحران­ های کاذبی که ممکن بود در این مسئله متحمل شود، نجات یابد.

تأملاتی در این باره، خالی از لطف نیست:

1ـ بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم و گرایش این دولت به آشتی با ابرقدرتهای جهان، افراد سکولار و غرب زده تلاش کردند تا در توجیه ضرورت سازش با استکبار، نظریه پردازی و قلم پردازی کنند. یکی از بخش های مهم و برجستة سخنرانی های امام خامنه ای در طول دولت جدید، تفهیم قابل اعتماد نبودن استکبار، باز کردن مشت دشمن و نشان دادن دست چدنی آنها در زیر دستکش مخملی بود. در این سخنرانی ها و توصیه ها، ایشان کوشیدند بصیرت مردم را افزایش دهند و خط سازش را تضعیف یا کنترل کنند؛ که الحمدلله تا کنون چنین شده است. مواضع تند معظم له علیه اسراییل و استکبار جهانی و ... در این مدت نشان می داد که استراتژی انقلاب اسلامی در مقابل قدرت های ظالم، تغییر نکرده و صرفاً تاکتیک ها تغییر می کند (مثل عقب نشینی در مسابقه کشتی)؛ همچنانکه حضرت امام (ره) هم بعد از پذیرش قطع نامه598، فتوای قتل سلمان رشدی را داد (که در ظاهر مخالف قواعد جهانی بود) و تندترین تعابیر را علیه ساختار ظالمانه حاکم بر جهان ابراز نمود (که در جلد 21 صحیفه امام«ره» موجود است)و ... .

دوقطبی شدن جامعه، یکی از خطرات و فتنه­‌هایی بود که در طول مذاکرات، کشور را تهدید می کرد. چه بسا کسانی در این اندیشه بودند که با اختلاف افکنی و دو قطبی کردن فضا (موافق مذاکره و توافق ـ مخالف مذاکره و توافق)، از این فضا در انتخابات مجلس بهره برداری سیاسی و جناحی کنند! اما امام خامنه ای با حمایت قاطع از اصل مذاکرات هسته ای و مذاکره کنندگان هسته ای، و نیز توصیه منتقدان اصولگرا به رعایت تقوا و انصاف، و توصیه مسئولین به پذیرش یا صبر و تحمل در قبال نقدها، اجماع و وحدت ملی به نفع اصل مذاکره و توافق ایجاد کردند و این مسئله را در همان مقیاس ملی (نه جناحی) تعریف و مدیریت نمودند. تأکید بر پیشرفت های حیرت آور هسته ای در ده ـ پانزده سال گذشته (دولت احمدی نژاد و ...) و مقاومت دوازده ساله ملت و ... که پشتوانه ای بزرگ برای مذاکره فراهم کرد، اشاره به همین نکته بود که توان هسته ای کشور و سرمایه قبلی که اکنون موضوع مذاکره قرار گرفته است، ثمره مشارکت همه ملت و همه جریان های متعهد بوده است و قابل مصادره به نفع گروه یا جریانی خاص نیست.

امام خامنه ای تلاش کردند به جای اینکه در مسئله مذاکرات هسته ای، نزاع موافق و مخالف در کشور درست شود، این نزاع احتمالی را به نزاع ایران و آمریکا تبدیل کنند و همه ملت را متوجه بدقولی و بدعهدی و بدذاتی آمریکا کنند تا ملت هر چه فریاد دارند بر سر آمریکا بکشند نه بر سر خودشان و هم میهنان شان.

3ـ طرح نظریه«اقتصاد مقاومتی» و تدوین سیاست های کلان آن و تلاش برای ریل گذاری شدن این سیاست، از اقدامات مهم امام خامنه ای بود تا چشم انداز کلان اقتصاد کشور را نشان دهند و نیز حربه تحریم را کند کنند و در درازمدت، این ابزار را از دست آنها خارج کنند. طرح رویکرد اقتصاد مقاومتی به عنوان راه مستقیم ملت (حتی در صورت شکست احتمالی مذاکرات)، موجب تقویت مذاکرات به نفع تیم مذاکره کننده هسته ای هم گردید.

4ـ ترسیم خطوط قرمزهای هسته ای از اقدامات دیگر امام خامنه ای در طول مذاکرات بود. این خطوط قرمز موجب می شد در عین پذیرش محدودیت ها، صنعت هسته ای کشور تعطیل نشود و عزت و استقلال کشور مصون بماند و از پیش روی های قدرت های استکباری ممانعت به عمل آورد و آنها را عقب براند.

5ـ حمایت شدید امام خامنه ای از تیم مذاکره کننده هسته ای، آنها را از زیر فشار روحی داخل کشور خارج کرد و آنها خیالشان راحت بود که خواه با توافق برگردند و خواه به خاطر مقاومت و اصرار بر خطوط قرمز، به توافق نرسند، با استقبال مواجه خواهند شد. این حمایت ها در بیرون هم موجب تقویت روحی و افزایش اعتماد به نفس تیم مذاکره کننده شد؛ چون تیمی بود که متکی به حمایت شدید رهبر انقلاب اسلامی، رییس جمهور، مجلس، مردم و ...مذاکره می کرد.

به امید آنکه توافق هسته­‌ای (که البته هنوز فرآیند قانونی آنها در داخل کشورها طی نشده است)، در چهارچوب استراتژی امام خامنه ای و خطوط قرمز تعیین شده ایشان، فهم و عملیاتی شود و موجب تقویت آرمان های انقلاب اسلامی و اقتدار بیشتر اقتصادی و سیاسی ایران و بالتبع، تقویت خط مقاومت گردد و نیز اعتماد و رضایت معقول مردم را افزایش دهد.

حسن نوروزی



نوشته شده در تاریخ جمعه 26 تیر 1394 توسط امیرپویان صبوحی

دکتر سعید جلیلی نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی شامگاه دوشنبه مصادف با شب ۲۷ماه مبارک رمضان  در ویژه برنامه‌ای که تحت عنوان«همدلی، مقاومت،پاسداری از حریم ولایت» با محوریت شب احیا در مسجد سید اصفهان برگزار شده بود، در بین خیل عظیم جمعیت انقلابی و ولایی اصفهان، سخنان خود را با اشاره به تاریخ ۲۵۰ساله امات و ولایت در میان مردم آغاز کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر جلیلی وی درادامه با بیان اینکه ماه مبارک رمضان به واسطه دو فضیلت گران‌سنگ، عترت و قرآن کریم ارزشمند شده است، به میلاد باسعادت امام حسن مجتبی (ع) دراین ماه و شهادت مولای متقیان امیر المومنین(ع) اشاره کرد.

جلیلی ابراز کرد: یکی از بحث‌هایی که دراین ایام و لیالی مطرح است، مبحث مرتبط با حضور امامان معصومین در میان امت اسلامی و میزان بهره‌مندی آنان از امامان شریفه است، امامانی که اوج شرافت و بندگی، قله کمال و فخر بشریت بودند.

*نادانی بشریت موجب عدم بهره‌مندی از برکات وجودی امامان معصوم در تاریخ ۲۵۰ ساله شد

وی تاکید کرد: در برهه‌ای از زمان بشریت این فرصت را پیدا کرد که بتواند از محضر امامان معصوم خداوند بهره‌ ببرد و خود را از برکات وجودی آنان بی‌نیاز کند و این فضیلتی بود  که خداوند تنها برای مدت ۲۵۰سال به بشریت اعطا کرد تا چنین گوهرهای ارزشمندی در میان مردم حضور داشته باشند.

نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی افزود: با بررسی سرگذشت و تاریخ ۲۵۰ ساله حضور امامان شریف در میان امت اسلامی این سوال مطرح می‌شود که براستی بشریت تا چه میزان توانسته است  از وجود و برکات این اولیای الهی بهره ببرد، آیا اصلا موفق به این امر شده است.

وی با تاکید براینکه متاسفانه با نگاه اجمالی به تاریخ و آنچه که بر امامان شریفه گذشته است نگاه می‌اندازیم، متوجه یک تلخی می‌شویم،گفت: بشریت جاهل و نادان نه تنها از این فرصت بسیار مغتنم تاریخی نتوانسته‌  است استفاده کند، بلکه به بدترین نحو ممکن رفتار کرده است که نتیجه ان سلب توفیق حضورفیزیکی و ظهوری امام دوازدهم در میان امت اسلامی شد.

عضو تشخیص مصلحت نظام عنوان کرد: در ۲۵۰ سال حضور امامان معصوم در میان امت اسلام، تنها برای یک مدت کوتاه قریب به پنج ساله برای امام علی(ع) و یک مدت ۶ ماهه برای امام حسن مجتبی(ع) فرصت  محیا شد که  در راس حاکمیت و نظام اسلامی قرار بگیرند و حکومت کنند و بر اساس دلایلی دیگر چنین فرصت ارزشمند و  توفیقی برای امت اسلامی حاصل نشد.

وی ادامه داد: سوال مهم اینجا است که  چرا به واقع در ۲۵۰ سال مدت امامت اهل بیت(ع) فقط قریب به پنج سال حکومت داری در دستان این خاندان لایق  و شایسته رسید، بهترین پاسخ را امام حسن مجتبی (ع) در بیان چرایی صلح خود فرموده‌اند.

*عدم همراهی امت با ولایت و امامت، مهمترین دلیل عدم تحقق حاکمیت اسلامی توسط امامان بود

جلیلی متذکر شد: براساس فرموده امام حسن(ع)« عدم همراهی مردم و امت» با ولایت و امامت خود مهمترین دلیلی بود که باعث شد زعامت حکومت اسلامی در دست نااهلان و فاسدان و زورگویان قرار گیرد و این مهم از خاندان اهل بیت(ع) پیامبر در عین شایستگی دور بماند.

وی با اشاره به اینکه عدم همراهی امت با ولایت و امامت  موجب عدم بهره‌مندی امت  از فرصت حضور اهل بیت(ع) در راس حاکمیت اسلامی و برکات آن می‌شود، اذعان کرد: حضور امام معصوم و پذیرفتن  و همراهی از جانب مردم هر دو لازمه  و ملزوم یکدیگر برای بهره‌‌‌مندی از برکات والای امامت است.

*همراهی امت اسلامی ایران با امامت، دلیل برتری بر  امت‌های گذشته است

عضو شورای راهبردی سیاست خارجه تصریح کرد: همراهی امت اسلامی ایران با قرآن و مصداق بارز امامت یعنی ولایت فقیه، به تعبیر امام راحل موجبات برتری آنان را نسبت به مردم ۱۴ قرن گذشته فراهم کرده است، امت اسلامی ایران با تمام وجود خود آرمان‌های اسلامی و انقلابی را پذیرفتند و با آن همراهی کردند.

* شکل‌گیری و ترویج یک نوع اندیشه دینی ناب برخاسته از اسلام ناب محمدی و با شاکله انقلاب اسلامی دلیل اصلی نگرانی ابرقدرت‌های جهان است

وی با بیان اینکه همراهی امت اسلامی ایران با ولایت فقیه(امامت) امروز باعث شکل‌گیری پدیده‌‌ای قدرتمند در جهان شده است که ۶کشوری که خود را ابرقدرت و بزرگ دنیا می‌دانند پای یک میز مذاکره  با ایران می‌نشینند و بحث و تبادل نظر  و حتی چانه‌زنی می‌کنند، افزود: چانه‌زنی این ۶کشور با ایران بر سر داشتن و محدود کردن چند سانتریفیوژ نیست،آنها از چیزی دیگر واهمه دارند.

جلیلی خاطرنشان کرد: به راستی دلیل اصلی واهمه و نگرانی ۵+۱ نسبت به ایران چیست، آیا واقعا قدرت هسته‌ای ایران در برابر قدرت هسته‌‌ای آنانی که چند هزار بمب اتم دارند، نگران کننده است.

وی در پاسخ به سوال مطرح کرده خود بیان کرد: شکل‌گیری، ترویج و بسط  یک نوع تفکر و اندیشه دینی ناب برخاسته از اسلام ناب محمدی و با شاکله انقلاب اسلامی دلیل اصلی نگرانی ابرقدرت‌های جهان شده است، از این نوع تفکر  اندیشه، اقتداری  حاصل می‌شود که هیچ استکباری نمی‌‌تواند برآن خدشه وارد کند.

*آمریکا بداند، ایران باردیگر شکست‌پذیری آمریکا را به مردم دنیا نشان می‌دهد

نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی ابراز کرد: اقتدار برخاسته از این اندیشه، به هیچ عنوان قابل محصور شدن، محدود شدن و تعلیق شدن نیست، اقتدار ما محصول اسلام ناب  و جمع شدن ملت حول محور ولایت فقیه است.

وی تاکید کرد: آنچه امروز دشمن از اقتدار ملت ما و نفوذ اسلام ناب می‌بیند، نتایج سحر ها است، آمریکا بداند ملت ما، نه تنها زورگویی‌های آن را به رسمیت نمی‌شناسد و نخواهد شناخت، بلکه همچون گذشته هیمنه پوشالی آن را درهم می‌شکند و بار دیگر شکست‌پذیری امریکا را به مردم دنیا نشان می‌دهد.

* دشمن نمی‌خواهد الگوی جامع از مبارزه، پیشرفت،استقلال و آزادی، تعامل و معنویت به جهان معرفی شود.

جلیلی بیان داشت: تلاش‌های مذبوحانه آمریکا در سرزمین‌های اسلامی نشان از استیصال و درماندگی آمریکا است، ترس دشمن از مقاومت ملت به دلیل پیشرفت‌های بزرگ حاصل از آن است، دشمن نمی‌خواهد الگوی جامع از مبارزه، پیشرفت،استقلال و آزادی، تعامل و معنویت به جهان معرفی شود.

* شکست‌‌ناپذیری از اصول قدرت و تمدن شکل گرفته حول محور ولایت فقیه است.

وی یادآور شد: جنگ میان حق و باطل تمام شدنی نیست و با هر مرحله مبارزه پیشرفت‌‌های جدیدی حاصل می‌شود، پیشرفت‌های ما، حاصل مبارزه ما است،ولایت فقیه است که بخاطر اتبناء بر فقاهت و عدالت توانسته عملا ثابت کند که تنها او می‌‌تواند شایسته محوریت اجتماعی باشد.

عضو تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه امروز تاکید بر محوریت ولایت فقیه در همدلی اجتماعی، هم اعتقادی و هم یک تجربه گران‌سنگ برای ملت محسوب می‌شود، امروز امت اسلامی ایران حول محور ولایت می‌نشیند، جمع می‌شود و اقدام می‌‌کند و در نهایت منجر به موفقیت‌های بزرگ می‌‌شود.

جلیلی عنوان کرد: در حال حاضر یک قدرت و تمدن بزرگ حول محور ولایت فقیه در حال شکل‌گیری است، دشمنان به خوبی به این امر واقف هستند و از این بابت نگران هستند، چرا که به خوبی روشن است، شکست‌‌ناپذیری از اصول قدرت و تمدن ذکر شده است.

*تعیین خطوط قرمز از سوی رهبری در مذاکرات هسته‌ای، مصداق دفاع ولایت از منافع امت است

وی با اشاره به اینکه براساس روایات از ائمه اطهار(ع) آنچه که ستون و پشتوانه نظام اسلامی در برابر دشمنان است، توده‌های مردمی است که می‌‌تواند با حضور در صحنه مانع از خدشه دشمن شود،گفت: رابطه میان امت و ولایت یک رابطه دو طرفه است، بدین معنا که ولایت مدافع منافع ملت است و امت مدافع ولایت هستند.

مسئول سابق تیم مذاکره کننده هسته ای گفت: اگر امروز سخن از تعیین خطوط قرمز در روند مذاکرات هسته‌ای از سوی رهبر معظم انقلاب می‌شود براساس دفاع همه جانبه ولایت از منافع امت اسلامی است، دفاع از حقوق مسلم آنها همچون تحقیق و توسعه، پیشرفت علم و اقتدار و عزت آنان است.

*تردید و تحریف حربه دشمن برای از بین بردن اصولی چون اصل مبارزه با استکبار است

وی با بیان اینکه دشمن به خوبی می‌فهمد که در سال‌های گذشته در برابر اندیشه دینی ناب برخاسته از  اسلام ناب با محوریت ولایت فقیه علی رغم بکارگیری همه توان خود شکست خورده است، افزود: دشمن امروز با بهره گرفتن از حربه تحریف و ایجاد تردید در میان جامعه در صدد تهدید، تضعیف و تخریب نظام اسلامی است.

جلیلی در پایان متذکر شد: ایجاد تردیدهاو شایعات‌های زیاد در میان امت اسلامی، ایجاد اختلاف و تحریف مباحث و اصولی چون از بین بردن اصل مبارزه با استکبار، تهدید نظام اسلامی را دنبال می‌کند و هوشیاری امت اسلامی دراین عرصه خنثی کننده این نقشه‌ها و توطئه‌ها است.





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 تیر 1394 توسط امیرپویان صبوحی
حضرت امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب عصر شنبه در دیدار بیش از هزار نفر از استادان و اعضای هیأتهای علمی دانشگاههای سراسر کشور، نقش استادان را در تعلیم و تربیت نسلی پرتلاش، مؤمن و پیشرو، نقشی بی بدیل خواندند و با تأکید بر پرهیز از حاشیه سازی  در محیطهای علمی افزودند: شتاب علمی کشور، به هیچ دلیلی، نباید کاهش یابد.

در این دیدار که بیش از 2 ساعت طول کشید، رهبر انقلاب پس از شنیدن دیدگاهها و پیشنهادات شماری از اساتید دانشگاهها، نفوذ و تأثیرگذاری طبیعی استاد در قلب و روح دانشجو را فرصتی استثنایی برشمردند و افزودند: از این امکان بسیار بزرگ، برای تربیت جوانانی «متدین، برخوردار از غیرت ملی، پرانگیزه، انقلابی، سختکوش، با اخلاق، شجاع، دارای اعتماد به نفس و امیدوار به آینده» بهره بگیرید و بازوان پرقدرتی را برای پیشرفت ایران عزیز تعلیم دهید و تربیت کنید.

ایشان استغناء از بیگانگان، فهم درست موقعیت و میسر کشور، و حساسیت و قاطعیت در مقابل خدشه دار شدن استقلال کشور را از دیگر ویژگیهای لازم نسل جوان خواندند و افزودند: استادان محترم، با روش و منش خود، چنین نسلی را پرورش دهند.

رهبر انقلاب، استادان را فرماندهان جنگ نرم برشمردند و خطاب به آنان خاطرنشان کردند: همچون فرماندهان 8 سال دفاع مقدس، با حضور عینی در این مبارزه حیاتی و عمیق، جوانان دانشجو یعنی افسران جنگ نرم را فرماندهی و هدایت کنید که این میدان نیز، یک «دفاع مقدس» است.

ایشان با ابراز خرسندی از حضور 70 هزار عضو هیأت علمی در دانشگاهها افزودند: بخش اعظم این اساتید، «مؤمن، متدین و معتقد به مبانی انقلاب» هستند که این مسئله بسیار مهم، باعث افتخار کشور است.

حضرت آیت الله خامنه ای مسئولان وزارتخانه های علوم، تحقیقات و فناوری و «بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» را به قدرشناسی از استادان مؤمن و انقلابی فراخواندند و افزودند: عناصری که از هجمه تبلیغات موذیانه و عمدتاً پنهان نمی هراسند و به ایفای وظایف مهم خود مشغولند، باید مورد توجه و تجلیل قرار گیرند.

ایشان، دستیابی ایران به رتبه 16 علمی جهان را نتیجه تلاشهای بی وقفه 10، 15 سال اخیر در دانشگاهها و مراکز علمی خواندند و افزودند: شتاب علمی شوق برانگیزی که این افتخار را نصیب ایران کرد، امروز کم شده است و مسئولان باید همّت مضاعف کنند که حرکت پیشرفت علمی از دور نیفتد و متناسب با نیاز کشور شتاب گیرد.

رهبر انقلاب در نوعی آسیب شناسی از عوامل کاهنده شتاب پیشرفت علمی کشور، به انتقاد شدید از حاشیه سازی و سیاست بازی در محیطهای علمی پرداختند و خاطرنشان کردند: محیط دانشگاه باید محیط فهم سیاسی، آگاهی و دانش سیاسی باشد اما سیاسی کاری و حاشیه پردازی به کار اصلی دانشگاهها یعنی تلاش و پیشرفت علمی ضربه جدی می زند.

ایشان به عنوان یکی از مصداقهای سیاست بازی در دانشگاهها، به حاشیه سازی درباره موضوع بورسیه ها اشاره کردند و آن را از غلط ترین کارهای چند سال اخیر دانستند.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: تحقیقات دقیق نشان می دهد مسأله بورسیه ها، به آن شکلی که در روزنامه ها با آن بازی کردند نبود اما اگر هم بود باید از راههای قانونی امتیازاتی که عده ای بر خلاف قانون گرفته بودند لغو می شد نه اینکه سر و صدا و جنجال درست شود.

رهبر انقلاب سیاست بازی را سمِّ محیطهای علمی خواندند و با ابراز تأسف از اینکه در موضوع بورسیه ها به عده ای ظلم شد افزودند: سمّی که در این موضوع به دانشگاهها تزریق شد از بینش فکری مبتنی بر سیاست کاری نشأت می گرفت و متأسفانه، هم خلاف قانون، هم خلاف تدبیر و هم خلاف اخلاق بود.

حضرت آیت الله خامنه ای بخش دیگری از سخنانشان را به ضرورت تلاش جدی مسئولان برای تحول در علوم انسانی اختصاص دادند.

ایشان افزودند: این تحول ضروری، هم نیاز به جوشش درونی در دانشگاهها و مراکزی همچون شورایعالی انقلاب فرهنگی و شورای تحول علوم انسانی دارد و هم نیاز به حمایت بیرونی دستگاههای مسئول.

رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: جوشش درونی به فضل الهی وجود دارد و لازم است دستگاههای مسئول، تلاشهای نظریِ انجام شده در زمینه تحول در علوم انسانی را عملیاتی کنند و مصوبات شورای تحول در علوم انسانی را محقق نمایند.

چهارمین نکته سخنان رهبر انقلاب، توجه به «سهم بودجه پژوهش از بودجه عمومی کشور» بود.

ایشان با اشاره به تأکیدات مکرر خود در سالهای گذشته در این خصوص و اظهار تأسف از محقق نشدن سهم مورد انتظار بودجه پژوهش، افزودند: در سند چشم انداز، سهم 4 درصد از بودجه عمومی برای پژوهش در نظر گرفته شده که امکان تحقق این سهم در کوتاه مدت وجود ندارد اما باید سهم حدود 2 درصدی پژوهش در بودجه عمومی محقق شود، ضمن اینکه این بودجه ها و منابع مالی بخش پژوهش نیز باید درست و بجا، صرف شود.

ضرورت «عملیاتی شدن نقشه جامع علمی کشور» نکته دیگری بود که رهبر انقلاب خطاب به مسئولان آموزش عالی و اساتید دانشگاهها بیان کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تأیید نقشه جامع علمی از سوی صاحبنظران، قدم اول در عملیاتی شدن این سند مهم را گفتمان سازی خواندند و گفتند: همانگونه که بحث «پیشرفت علمی کشور» بصورت یک گفتمان رایج درآمد و تبدیل به یک جریان عملی شد، درخصوص نقشه جامع علمی نیز لازم است اساتید و مدیران و دانشجویان دانشگاههای کشور از جزئیات این نقشه آگاه شوند و نقشه جامع علمی بصورت یک «گفتمان پذیرفته شده»، درآید.

رهبر انقلاب در همین زمینه، «سند آمایش آموزش عالی» را مورد توجه قرار دادند و با اشاره به لزوم تکمیل و عملیاتی شدن این سند خاطرنشان کردند: «آمایش علمی سرزمینی کشور» یعنی شناخت و تصمیم گیری درباره ظرفیتهای دانشگاهها و رشته های تحصیلی، و سپس تعیین اولویتهایی که امکان سرمایه گذاری ویژه برای پیشرفتهای اساسی درخصوص آنها وجود دارد.

حضرت آیت الله خامنه ای، داشتن نگاه کلان به افزایش چشمگیر دانشجویانِ دوره های تحصیلات تکمیلی را مزیتی فوق العاده و از عرصه های مهم کار وزارت علوم خواندند و گفتند: وزارت علوم، باید با نگاه کلان و با برنامه ریزی صحیح و هدایت کلی، نتیجه کار و تلاش دانشجویان در این مقاطع تحصیلی را به سمت گشودن گره های کشور جهت بدهد، چرا که در غیر این صورت، منابع و امکانات کشور هدر داده خواهد شد.

ایشان نقش اساتید و دستگاههای مدیریت علمی کشور در مقابله با طرحهای دشمنان را مهم خواندند و خاطرنشان کردند: هدف دشمنان از تحریمها، مسئله هسته ای یا مسائلی نظیر حقوق بشر و تروریسم نیست، چرا که خود آنها مراکز اصلی پرورش تروریسم و ضد حقوق بشر هستند، بلکه هدف آنها جلوگیری از رسیدن ملت ایران به جایگاه شایسته تمدنی است که لازم است با شناخت دقیق جایگاه و موقعیت خود بر حرکت پر افتخار کشور ادامه دهیم که در این روند، نقش اساتید و مجموعه های علمی بسیار برجسته است.

در ابتدای این دیدار هفت نفر از اساتید دانشگاهها آقایان:

-     محمدمهدی نایبی – استاد تمام مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
-     محمدحسین رجبی دوانی – رئیس مرکز مطالعات حدیث ولایت دانشگاه امام حسین
-     محمد قنادی مراغه ای – رئیس پژوهشگاه علوم و فنون هسته ای و چهره ماندگار علوم هسته ای
-    حسین سلیمی – استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی
-     جعفر هزارجریبی – جامعه شناس و استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی
-     حجت الله عبدالملکی- استاد دانشگاه معارف اسلامی و اقتصاد
-    و صدف علی پور – دانشیار دانشگاه علوم پزشکی ایران

دیدگاهها و مطالب خود را بیان کردند.

 مهمترین محورهای بیان شده به این شرح است:

-    لزوم شتاب دادن به توسعه صنعتی برای کاربردی کردن تحقیقات علمی و تولید ثروت از زنجیره علم
-    اهمیت تقویت بخشی خصوصی واقعی
-    ضرورت تدوین استراتژی صنعتی کشور
-    ضرورت تعریف و تثبیت اصول و مبانی نظری اندیشه های امام و رهبری به عنوان اصول ثابت و نقشه راه انقلاب اسلامی
-    لزوم تربیت متخصصان متمرکز در اندیشه های امام خمینی برای مقابله با تحریف اندیشه ایشان
-    تبیین پیشرفت های مهم کشور در صنعت هسته ای و تأکید بر ضرورت تحقیق  و توسعه در این صنعت
-    ضرورت تبیین اسلام شیعی، عقلایی، تمدن ساز و علم گرا در مقابل اسلام خشن و ویرانگر
-    ضرورت بازنگری در دروس علوم انسانی با توجه به اصول روزآمدی، ارزش مداری و کاربردی سازی
-    ضرورت هم افزایی نظری در حوزه علوم انسانی
-    لزوم آموزش رفتار حرفه ای و ارتقای کیفیت آموزشی کشور
-    تاکید بر اهمیت روش های نوین درمان با تکیه بر تکنولوژی های نوین
-    لزوم تأمین نیروی انسانی حرفه ای در اجرای طرح تحول سلامت کشور
-    استفاده از همه ظرفیت های بزرگ اقتصاد کشور از جمله بخش کشاورزی
-    ضرورت بهره برداری از ظرفیت نخبگانی کشور
-    بهره برداری از فرصت تحریم ها برای قطع وابستگی به فروش نفت
-    ضرورت توجه ویژه به عنصر فرهنگ در اقتصاد مقاومتی و توجه به اقدامات آموزشی و ترویجی در این زمینه





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 تیر 1394 توسط امیرپویان صبوحی
انتخابات نهم ریاست جمهوری در سه تیر 1384 زیبایی ها و شکوه و البته سختی های خاصی داشت و به عنوان یک حماسه تاریخی در ذهن و خاطره ملت بزرگ ایران به ثبت رسید. مشارکت بالای مردم و رأی دکتر محمود احمدی نژاد موجب شادی دوستان جهانی و سرافکندگی دشمنان جهانی گردید. آن انتخابات به عنوان یک تحول عظیم اجتماعی حاوی پیام ها و درس های آموزنده و راهگشا است که توجه عمیق به آنها می تواند هنوز ما را از تحلیل های نادرست اجتماعی برهاند و چشم انداز آینده کشور و نظام اسلامی را برای ما هویدا کند. آن انتخابات چند درس و پیام مهم در بر داشت:

1ـ انتخابات سه تیر 1384 نشان داد که «جامعه شناسی غربی» در پیش گویی، هدایت و کنترلِ جامعه شیعی با مشکلات و معضلات فراوانی روبروست و نمی تواند نقش دین، ولایت اهل بیت (ره)، عاشورا و ظهور را در تهذیب ملت و تکامل جامعه اسلامی بکاود و تحلیل روشن و واقع بینانه ای از آن ارائه دهد. عدم پذیرش رأی ملت از سوی جامعه شناسان غربزده و تحیر آنان نیز دقیقاً از همین عدم درک رفتار انتخاباتی جامعه دینی حکایت می کند. به نظر می رسد در این مقطع ضرورت طراحی و تأسیس جامعه شناسی اسلامی برای تفسیر تحولات جمعی مؤمنین و رفتار انتخاباتی آنان، بیش از پیش واضح شد.

2ـ انتخابات سه تیر 1384 در درجه اول به معنای اتکاء و اعتماد قاطبه مردم ایران به انقلاب اسلامی و نظام ولایت فقیه بود و در درجه دوم، تمایل آنان را به پیشبرد آرمان ها و شعارهای انقلاب که در گفتمان  سوم تیر متبلور بود را نشان داد. انتخابات سه تیر 1384 نشان داد که نگاه مردم به شدت رشد کرده و ذائقه آنان با دین محوری حقیقی و با اسلام ناب محمدی خو گرفته است. در این حماسه، دینداری و ولایت پذیری و مردم دوستی، به عنوان شاخص برتر کاندیدای اصلح معرفی شد و ظواهر فریبنده که از مقدسات سوء استفاده می کرد و ژست مردم دوستی به خود می گرفت از سوی مردم کشف و دفع شد! این انتخابات، انتخابات نیابتی بود؛ یک کاندیدا از سوی نظام ولایت و سرپرستی دینی و دیگری، از سوی جریان اسلام آمریکایی و احزاب مخالف و یا تحریف گرِ گفتمان انقلاب.



3ـ انتخابات سه تیر 1384 صحنه پیروزی دکترین مهدویت در برابر دکترین غربزدگی بود. نزاع اصولگرایی و اصلاح طلبی، نزاع تکامل گرایی و غرب باوری است؛ تکامل گرایان می خواهند جامعه بشری را از وضعیت موجود غرب برهانند و آنها را به دنیای بهتر در عصر ظهور که مملو از عدل و امنیت و سعادت است نوید دهند اما اصلاح طلبان، طرفدار وضعیت موجود غرب هستند و می کوشند تا با حذف مبانی و نهادهای دینی، جامعه ما را با تمدن غربی به آشتی برسانند. آن انتخابات، جریان های سیاسی و فکری جامعه ما را بر محور تکامل گرایی و غرب باوری از نو سامان داد و طبقه بندی های گذشته نسبت به جریان های سیاسی و فکری را زیر سؤال برد.

4ـ انتخابات سه تیر 1384، تثبیت مردمسالاری دینی در برابر دموکراسی غربی بود. برخلاف دموکراسی غربی که از «اهواء» ناشی می شود و به «اهواء» منتهی می گردد، مردم در مردمسالاری دینی، مشتاقانه به جریان دین در جامعه رأی می دهند و راهکارها و ساز و کارهایِ پیشبرد آموزه های دینی را پی می گیرند. در انتخابات سه تیر 1384 مشخص شد که اصولگرایان و ملت ایران در مردمسالاری دینی بلوغ و پیشرفت بیشتری داشته اند تا غرب زدگان در تمرین دموکراسی غربی.


5ـ انتخابات سه تیر 1384، هماهنگی غرب زدگان داخلی با جبهه جهانی غرب وضوح بیشتری یافت و راه هرگونه توجیهی را بست؛ مثلاً دیگر کسی نمی توانست بگوید: «غرب برای تخریب اصلاح طلبان از آنها حمایت می کند»! به لحاظ منطقی هم، هماهنگی و هم آوایی غربزدگان با خود «غرب»، چندان تعجبی ندارد! از سوی دیگر، با توجه به موضع گیری هماهنگ دشمنان داخلی و خارجی در برابر دولت نهم، دکتر احمدی نژاد هم خط مقابله با دشمنان خارجی و کارشکنان داخلی را توأمان دنبال می کرد و پیشرفت ملی را با اقتدار جهانی، لازم و ملزوم یک دیگر می دانست.

6ـ در این انتخابات، هم افراد اصلاح طلب ضربه خوردند و هم تفکر آنها در هم شکست. می توان باطن انتخابات سه تیر 1384 را تقابل کارشناسی غربی و نهضت تولید علم دینی دانست. انقلاب اسلامی که ظرفیت های نامکشوفی دارد، به تدریج می خواهد پوسته بیندازد و طیف جدیدی از شیفتگان توسعه غربی را از قطار خود پیاده نماید؛ هرچند آنها با آشوب و بلوا می خواهند به زور هم که شده از دست تیغ جراحی انقلاب بگریزند!



7ـ چهار سال پس از حماسه سه تیر 1384، آشوب های اصلاح طلبان در فتنه 88 نشان داد که آنها با دورویی و نفاق بیگانه نیستند و اتهاماتی نظیر بداخلاقی، دروغ، قانون شکنی و قدرت طلبی به آنان می چسبد. از جانب دیگر، در این سال ها به صورت ملموس و عینی مشخص شد که نظام ولایت فقیه که متکی بر امامت و شریعت است تنها نهادی است که در جامعه دینی می تواند محور وحدت آحاد ملت و دوری آنها از تشتت باشد.

8ـ ناکارآمدی تبلیغات با اسلوب ها و شیوه های غربی هم در انتخابات سه تیر 1384 بیش از پیش آشکار شد و این نکته اثبات گردید که جامعه اسلامی، دغدغه ها، باورها و نظام شخصیتی خاصی دارد که با شیوه تبلیغات غربی که توسط برخی نامزدها دنبال می شد نمی توان در متن دل مردم نفوذ کرد.


9ـ باید توجه کرد که حرکت سوم تیر که در یک کلام - و به تعبیر مقام معظم رهبری(1) - ، بازگشت به گفتمان انقلاب اسلامی و امام (ره) بود، با خطراتی از درون و بیرون مواجه است که ممکن است خلوص و سلامت این حرکت را با خطراتی مواجه سازد و ما را ملزم به مراقبت و دقت و مجاهدت همه علاقه مندان گفتمان انقلاب اسلامی دارد.

...............

پاورقی:

1). خصوصیت و امتیاز دوم كه در این دولت هست، شعار و گفتمان كلى این دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ این خیلى چیز با ارزشى است. این را هیچكس نمى‌تواند ندیده بگیرد. هر دلبسته‌ى به انقلاب، این را قدر مى‌داند؛ هر كسى كه پیشرفت كشور را با هدایت انقلاب و با كارگردانى انقلاب تصور مى‌كند، باید این را قدر بداند. (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت 2/6/87)





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 تیر 1394 توسط امیرپویان صبوحی
یادداشت روز کیهان به قلم حسین شریعتمداری در شنبه ۳۰ خرداد با عنوان «چه وقت آمدن بود؟!» را از نظر می‌گذرانید.

1- چند سال قبل در گرماگرم یک مناظره وقتی سخن از درس‌آموز بودن قیام عاشورا به میان آمد و بر ضرورت الگو گرفتن از مقاومت سالارشهیدان تاکید شد، طرف مقابل به اعتراض گفت: چرا از ماجرای عاشورا که به سوگواری برای شهدای کربلا اختصاص دارد استفاده ابزاری می‌شود؟ و چرا عاشورای حسینی(ع) را سیاسی می‌کنید؟! به ایشان گفته شد، مگر حضرت اباعبدالله علیه‌السلام و یارانش در تصادف اتومبیل و یا سانحه سیل و زلزله کشته شده‌اند؟! سیاست به مفهوم واقعی آن، اداره امور جامعه است و از این روی نمی‌تواند بیرون از دایره وظایف و تکالیف یک مسلمان باشد. مخصوصا، حضرت امام حسین(ع) که امام مسلمین بوده‌اند. بنی‌امیه برای پیشگیری از حاکمیت سیدالشهدا(ع) که عدالت‌پرور و در تضاد با حاکمیت ظالمانه و اشرافی آنان بود، آن حضرت را به شهادت رساندند. بنابراین اگر در عزای آن بزرگوار بر ضرورت مبارزه با سلطه‌گران تأکید نشود و از نیاز به حاکمیت اسلام که خواسته آن حضرت بود، سخنی به میان نیاید، مراسم و مجالس سوگواری و عزاداری آن امام مظلوم و شهید، آنگونه که باید، برپا نشده است.

2- روز سه‌شنبه هفته گذشته و به دنبال حماسه کم‌نظیری که در تشییع پیکرهای مطهر 270 شهید غواص و گمنام خلق شد، یک جریان سیاسی که متاسفانه برخی از کرسی‌های مسئولیت نظام را در اختیار دارد، به جای همدلی و همزبانی با توده‌های عظیم مردم و افتخار به برخورداری از یک ملت هوشیار و مقاوم، زبان به گلایه گشود که چرا مراسم تشییع پیکر شهدا به «میتینگ سیاسی»!  تبدیل شده و کسانی تلاش کرده بودند پیام شهدا را به نفع یک جریان سیاسی خاص مصادره کنند! طیف مورد اشاره که اندک و کم‌شمار نیز هستند ولی از یکسو، برخی مناصب دولتی را برعهده دارند و از سوی دیگر علاوه بر رسانه‌های فراوان داخلی، از حمایت گسترده رسانه‌ها و محافل بیگانه نیز برخوردارند، در گلایه و اعتراض به تشییع باشکوه یاد شده آورده بودند؛
«هنوز مردم در راه معراج شهدا بودند که آنها که هیچ نسبتی با شهیدان ندارند، شروع به نفرت‌پراکنی و عقده‌گشایی کردند و کینه‌ها و بغض‌هایشان دوباره سر باز کرد»... و توضیح ندادند که کینه و نفرت آن روز علیه چه‌کسانی و در مخالفت با کدام مراکز قدرت سر باز کرده بود؟!

دیگری که بر کرسی معاونت رئیس‌جمهور تکیه زده است، با نوشتن یک‌متن - و به قول خودش دلنوشته- در فضای مجازی، آورده بود؛

«ای کاش شهدا توسط عده‌ای مصادره به مطلوب نمی‌شدند، در هیچ جای دنیا، با این سرمایه‌ها چنین نمی‌کنند. امشب بارها از خودم سؤال کردم که آیا شهدا و خانواده‌هایشان راضی هستند که دستمایه تسویه‌حساب‌های سیاسی شوند»؟! این معاون محترم رئیس‌جمهور توضیح نداده بود که «تسویه‌حساب سیاسی» با چه کسانی؟!

دیگری که او نیز از منصب و مسئولیتی در دولت محترم برخوردار است نوشته بود «ای کاش عده‌ای، حداقل با تشییع این پیکرهای مطهر کاسبی نمی‌کردند»!...

یک مقام دولتی دیگر گلایه کرده و گفته بود که «برگزاری میتینگ سیاسی در سایه نام بلند پاکترین فرزندان این مرز و بوم، نه گام زدن در صراط مستقیم، که پیمودن راه نفاق و خیانت به آمال این شهیدان همیشه مظلوم تاریخ است»!

و اظهارنظرهای مشابه دیگری از همین دست.

3- حالا باید از طیف یاد شده که لکه ننگ همسویی با دشمنان این مرز و بوم در فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 در کارنامه سیاسی برخی از آنان ثبت شده است پرسید؛ مگر شعارهای مردم که در مراسم کم‌نظیر تشییع شهدای سه‌شنبه سر داده شده و یا بر صفحه پلاکاردها و پرچم‌ها نقش بسته بود، چه بود که تا این اندازه شما را عصبانی کرده است؟! اگر در مراسم باشکوه آن روز حضور نداشته‌اید، می‌توانید با مراجعه به فیلم‌ها و عکس‌ها و یا پرس‌وجو از توده‌های عظیم شرکت‌کننده در مراسم یاد شده، به شعارهای آن روز پی ببرید، شعارهایی نظیر؛ «مرگ بر آمریکا»، «می‌جنگیم، می‌میریم، سازش نمی‌پذیریم»، «هیهات ‌مناالذله»، «عزت قابل‌مذاکره نیست، حتی اگر دست‌های ما بسته باشد»، «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا»، «تا آخر‌ایستاده‌ایم»، «خون شهیدان ما قابل اکسید نیست»، «در منطق شهادت، تحریم حرف مفت است»، «لب تشنه جان دهیم، سازش نمی‌کنیم»، «آب‌خوردن ما وابسته به سلام بر حسین است، نه تحریم‌ها» و...

کدامیک از شعارهای یاد شده، با بینش و منش و راهی که شهدای بزرگوار و مظلوم این مرز و بوم طی کرده‌اند همخوانی ندارد؟! و از نگاه طیف مورد اشاره «سیاسی بازی»! «نفاق»! «مخالفت با منافع ملی»! «سوءاستفاده از خون شهدا»! و... تلقی می‌شود؟!

4- آیا شعار «مرگ بر آمریکا» جای گلایه دارد؟ و آیا عصبانیت جریان یاد شده از سردادن این شعار غیر از وابستگی آنان به شیطان بزرگ می‌تواند هیچ معنا و مفهوم دیگری داشته باشد؟ مگر آمریکا قاتل اصلی شهدای مظلوم ما نبوده است؟ بنابراین چرا از شعار مردم علیه قاتل شهدا برافروخته‌اید و رگ‌های گردنتان به نشانه عصبانیت بیرون زده است؟ آیا انتظار داشتید مردم در مراسم تشییع شهدایشان شعار «درود بر آمریکا»! و «زنده باد کدخدا»! سر بدهند؟! شاید هم عصبانی هستید که چرا مردم داستان جعلی مخالفت حضرت امام با شعار مرگ بر آمریکا را باور نکرده‌اند؟!... می‌توانید بفرمائید کدامیک از شهدا شعار «درود بر آمریکا»! سر داده‌ بودند که شما «مرگ بر آمریکا» را مصادره شهدا تلقی کرده‌اید؟!

5- مردم چه گناهی دارند که حاضر نیستند تن به ذلت بدهند؟! و با شعار «هیهات منا‌الذله» بر ادامه راه شهیدان که پیروی از سالار شهیدان است تاکید ورزیده‌اند؟! راستی اگر شما روز عاشورا حضور داشتید - نستجیربالله- به امام حسین(ع) اعتراض نمی‌کردید که چرا به ذلت سازش با یزید تن نداده و با سردادن فریاد «هیهات مناالذله» از حاکمان ظلم برائت جسته است؟!

6- مگر شما در پی سازش با دشمنان و تسلیم در مقابل زورگویی و باج‌خواهی آنها بوده‌اید که از شعارهایی نظیر «تا آخر ایستاده‌ایم»، و «نه‌سازش نه تسلیم» برآشفته‌اید؟! و مگر در مذاکرات به دنبال فروش عزت مردم و نظام هستید که از شعار «عزت قابل مذاکره نیست» عصبانی شده‌اید؟! تیم مذاکره‌کننده کشورمان که بارها بر حفظ عزت ایران اسلامی در مذاکرات تاکید ورزیده است، پس، شما از کدام قبیله‌اید که نسخه‌ وطن‌فروشی می‌پیچید؟! و...

7- و اما، جان کلام آن که طیف مورد اشاره به یقین می‌داند و می‌دانسته است که مخالفت با شعارهای روز سه‌شنبه مردم، برای این طیف هزینه سنگینی به دنبال خواهد داشت و عاقلانه آن بود که برای حفظ موقعیت خود هم که شده، دست به مخالفت نزند. ولی چرا با سراسیمگی و عصبانیت به مقابله با آن شعارها برخاسته است؟! پاسخ این سوال را فقط می‌توان در تدارک یک توطئه  احتمالی علیه مردم این مرزوبوم دانست که با «حضور به موقع» 270 شهید غواص و گمنام و حماسه بی‌نظیر تشییع پیکرهای مطهر آنان، نقش بر آب شده است. توضیح آن که وقتی برخی از مشاوران رئیس‌جمهور محترم به ایشان توصیه می‌کنند که حتی «آب‌خوردن» مردم را هم به رفع تحریم‌ها گره بزند، به آسانی می‌توان درک کرد که جریان نفوذ کرده در اطراف رئیس‌جمهور محترم از این طریق در پی آن است که توافق با حریف را به هر قیمتی موجه و ضروری قلمداد کند! چرا که وقتی از یکسو آب خوردن مردم هم به رفع تحریم‌ها وابسته باشد و از سوی دیگر آمریکا و متحدانش رفع تحریم‌ها را موکول به پذیرش شرایطی کنند که به یقین و بدون کمترین تردیدی، ذلت و تحقیر ایران اسلامی و مردم این مرز و بوم را در پی خواهد داشت به طور طبیعی، این توهم به مردم القاء می‌شود که اگر شرایط ذلت‌بار حریف را نپذیرید، حتی از آب خوردن هم محروم خواهید شد! چنین است که حضور به موقع پیکرهای مطهر شهدا آنهم به قول حضرت آقا «در لحظه‌های نیاز این ملت خداجوی و خداباور، بشارتهای تردید‌ناپذیر را بر دل‌های بیدار نازل می‌فرماید و غبارها را می‌زداید»...
حالا به آسانی می‌توان فهمید که شهدای غواص و گمنام با حضور به‌موقع و بصیرت‌افزای خود آنهم دقیقا «در لحظه‌های نیاز»،  «کاسبی»! چه کسانی را کساد کرده و باعث «دلواپسی»! چه کسانی شده‌اند؟! تا آنجا که انگار با زبان بی‌زبانی خطاب به شهدا می‌گویند؛

این چه وقت آمدن بود؟!

بار دیگر شعارهای آن روز را مرور کنید؛ «آب خوردن ما وابسته به سلام بر حسین(ع) است، نه تحریم‌ها»، «لب تشنه جان دهیم، سازش نمی‌کنیم» و...





نوشته شده در تاریخ شنبه 30 خرداد 1394 توسط امیرپویان صبوحی
محمد باقر مفیدی‌کیا کارگردان نماهنگ‌های «بابا خون داد»، «ایستاده‌ایم» و کارگردان فیلم داستانی «لکه» شعری را برای 175 شهید غواص دست بسته سروده است.

این هنرمند جوان تصویری از برگه دست نویس شعرش منتشر کرده که بالای آن نوشته شده: «برگه بازجویی»

متن شعر را بخوانید:

بگو از کدوم لشکر و رسته‌ای ؟
گروهان چندم ؟ کدوم دسته‌ای ؟

لباست مگه خاص غواصی نیست؟
چرا خاکیه ؟ ها ؟ .. چرا خسته‌ای ؟

می گن تو شکستی خط اولو !
اونم با همین دستای بسته‌ای

که با سیم سی ساله محکم شدن
بگو زوری بود یا خودت خواسته‌ای ؟

بگو ! .. این سکوتت به نفع تو نیست!
نمی فهمی تحریمی ؟ وابسته‌ای ؟

نرو ! .. اعترافی بکن لااقل ...
داره می رسه بازرس هسته‌ای !





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 خرداد 1394 توسط امیرپویان صبوحی
همایش مردمی مطالبه توقف مذاکرات در سایه تهدید!

سخنران: حجت الاسلام حمید رسایی

با حضور پدر بزرگوار شهید احمدی روشن

زمان: جمعه 8 خرداد، ساعت 18

مکان: گلستان شهدای اصفهان





نوشته شده در تاریخ جمعه 8 خرداد 1394 توسط امیرپویان صبوحی

دولت آقای روحانی در زمینه انتشار یک فکت‌شیت از مذاکرات لوزان، کارنامه خوبی از خود به جا نگذاشت. درباره فکت‌شیت، مساله در واقع این نبود که جزئیات ریز مذاکرات به افکار عمومی بیان شود، اگرچه ما هنوز درنیافته‌ایم آشکار کردن جزئیاتی که طرف مقابل از آن به طور کامل مطلع است، چگونه می‌تواند به مذاکرات لطمه بزند. با این حال، مطالبه جزئیات، مساله اصلی نبود. مساله اصلی این بود که تیم ایرانی رسما و تفصیلا فکت‌شیت آمریکا را رد کند و بند به بند تضمین بدهد توافق نهایی که مثلا در 9 تیر حاصل خواهد شد، هیچ شباهتی به فکت‌شیت منتشر‌شده از سوی آمریکایی‌ها نخواهد داشت و این کاری است که دوستان مذاکره‌کننده هرگز انجام ندادند. موضوع اصلی این است که بویژه درباره 3 مساله تحریم، تحقیق و توسعه و بازرسی‌ها، تیم ایرانی هرگز فکت‌شیت آمریکا را رسما و تفصیلا رد نکرده است.

من در این نوشته قصد ورود به جزئیات را ندارم، اما وقتی اولا دقیق که می‌شویم تفاوت چندانی میان آنچه تا امروز تیم ایرانی گفته با آنچه آمریکایی‌ها ادعا کرده‌اند نیست، ثانیا طرف‌های غیرآمریکایی متن فکت‌شیت آمریکا را تایید کرده‌اند، ثالثا متن فکت‌شیت آمریکا تقریبا در همه موارد با متن مکتوب بیانیه لوزان منطبق است و رابعا تیم ایرانی هم حاضر به تکذیب رسمی فکت‌شیت آمریکا نبوده است، دولت باید به منتقدان خود حق بدهد که از آنچه تحت عنوان چارچوب توافق نهایی، میان ایران و 1+5 تفاهم شده، لااقل اندکی نگران باشند.

اکنون این نگرانی بسیار جدی است که علت اصلی گریز تیم ایرانی از انتشار یک فکت‌شیت رسمی این است که اساسا قادر به تکذیب جزء به جزء فکت‌شیت آمریکا نیست در حالی که اگر اصرار بر انتشار یک متن موازی داشته باشد چاره‌ای جز این کار نخواهد داشت. فکت‌شیت طرف ایرانی زمانی جدی گرفته خواهد شد که مساله به مساله بگوید چرا آنچه آمریکایی‌ها گفته‌اند خلاف واقع است و مهم‌تر از آن، معلوم کند واقعیت آنچه در لوزان تفاهم شده چیست که آمریکایی‌ها آن را کتمان می‌کنند.

یک معنای دیگر گریز از انتشار فکت‌شیت می‌تواند این باشد که دوستان مذاکره‌کننده خود پذیرفته‌اند لااقل در برخی موضوعات، آنچه تفاهم کرده‌اند با خطوط قرمزی که خود برای خویش مقرر کرده بودند فاصله‌ای قابل توجه دارد، بنابراین با عدم انتشار فکت‌شیت، در واقع می‌خواهند این پیام را ارسال کنند که تا حدی به اشتباه خود پی برده و بی‌آنکه نیاز به از پرده برون افتادن رازها باشد، فرصتی می‌خواهند تا این ضعف‌ها را جبران کنند.

اما آنچه در اینجا می‌خواهم بر آن تاکید کنم در واقع علل عدم انتشار فکت‌شیت ایرانی و تحلیل چرایی آن نیست. نکته مهم‌تری وجود دارد که در این میانه مغفول مانده است. فرض کنیم ما اساسا بپذیریم که تیم مذاکره‌کننده ایرانی دلایلی موجه برای عدم انتشار یک فکت‌شیت رسمی از مذاکرات لوزان دارد و حقیقتا انتشار یک فکت‌شیت به روشی که ما از آن بی‌خبریم به مذاکرات صدمه می‌زده است. آیا بحث را همین جا باید تمام کرد؟ نه! بحث بسیار مهم‌تری هنوز باقی است. تیم مذاکره‌کننده فراتر از انتشار فکت‌شیت که ماموریت آن بیان جزئیات مذاکرات یا تفسیر تیم ایرانی از توافقات انجام‌شده است، وظیفه دیگری هم دارد که تاکنون با فراست از زیر بار آن شانه خالی کرده و آن هم این است که صرف‌نظر از اینکه اکنون در مذاکرات چه می‌گذرد، این مساله را روشن کند که پارامترهای یک توافق خوب دقیقا از نظر تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای چیست؟

با وجود اینکه ممکن است در نگاه اول این موضوع ساده یا حتی پیش پا افتاده جلوه کند، در واقع از اهمیتی بنیادین و جایگزین‌ناپذیر برخوردار است و من معتقدم دقیقا به همین دلیل هم هست که تیم ایرانی هرگز حتی به انجام این کار نزدیک هم نشده است.

حتی اگر فکت‌شیت آمریکا را یکسره غیرواقعی بدانیم، حداقل حسن این متن این است که یک تصویر تفصیلی و دقیق از آرزوهای آمریکا –پارامترهای یک توافق خوب از دید آمریکا- که قاعدتا در پی محقق کردن آن در مذاکرات است به ما می‌دهد.

ما اکنون به دقت می‌دانیم پارامترهای یک توافق خوب از دید آمریکایی‌ها چیست اما نمی‌دانیم از دید تیم ایرانی این پارامترها دقیقا چگونه تعریف می‌شود. مهم است توجه شود که اظهارات شفاهی در این زمینه به هیچ‌وجه کفایت نمی‌کند. آنچه تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای–اگر خواهان ایجاد یک فضای سالم انتقادی است- موظف به انجام آن است این است که یک بار برای همیشه بگوید در 6 موضوع کلیدی تحریم، تحقیق و توسعه، غنی‌سازی، اراک، بازرسی‌ها و فردو، چه چیز را یک توافق خوب می‌داند و چه چیز را یک توافق بد.

آن وقت، معیاری فراهم خواهد شد که بتوان براساس آن درباره متن نهایی توافق قضاوت کرد. در صورت در دست نبودن چنین معیاری، واقعیت این است که دولت می‌تواند هر توافقی بکند و نام آن را توافق خوب بگذارد، همچون آن تیراندازی که تیر را پرتاب می‌کرد، آنگاه دور هر نقطه‌ای که تیر بدانجا اصابت می‌کرد، دایره‌ای می‌کشید و مدعی می‌شد که تیر دقیقا به هدف خورده است! مهم‌تر از این، وقتی پارامترهای یک توافق خوب از جانب دولت منتشر شود، آن وقت می‌توان یک درک شفاف از ذهنیت تیم ایرانی هم به دست آورد و فهمید که این دوستان اساسا برای تحقق کدام هدف مذاکره می‌کنند و آن کف باارزشی که هرگز نباید از آن کوتاه آمد، از دید آقای ظریف و همکارانش، چیست و آیا اساسا چنین چیزی وجود دارد؟

مهدی محمدی





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 توسط امیرپویان صبوحی
حسین شریعتمداری در یادداشتی نوشت: ۱- چند ساعت بعد از انتشار «توافق لوزان»، وزارت خارجه آمریکا با صدور یک بیانیه مطبوعاتی -MEDIA NOTE- تفسیر و نظر خود را -FACT SHEET- درباره مفاد توافق یاد شده منتشر کرد. آنچه در بیانیه توجیهی وزارت امور خارجه آمریکا آمده است با آنچه اعضای محترم تیم مذاکره‌کننده کشورمان درباره مفاد و محتوای توافق لوزان اعلام کرده و روی آن اصرار می‌ورزند، تفاوت‌های فاحش و در مواردی «متضاد» دارد. فکت شیت آمریکایی‌ها از «داده‌های‌نقدایران» در مقابل «وعده‌های نسیه حریف» خبر می‌دهد و در تمامیت آن، «فرمول نابودی تأسیسات‌ هسته‌ای ایران را می‌توان دید».

از سوی دیگر، اعضای تیم هسته‌ای کشورمان تفسیر آمریکایی‌ها را مخدوش و نامعتبر معرفی می‌کنند و بر این باورند که آمریکایی‌ها مفاد توافق لوزان را مطابق میل و خواسته خود تفسیر کرده‌اند، اما کدامیک از این دو دیدگاه را می‌توان و باید باور کرد؟! بدیهی است که اعتماد به نظریه و تفسیر دشمن و نادیده گرفتن نظر تیم هسته‌ای کشورمان دور از انصاف است و منطقی‌ترین راه‌کار آن است که تفسیر و برداشت اعضای محترم تیم‌مذاکره‌کننده خودی را که در دلسوزی و تلاش آنان برای حفظ منافع مردم و نظام تردیدی نیست بپذیریم اما متأسفانه آنان علی‌رغم تاکید رهبر معظم انقلاب بر ضرورت انتشار فکت شیت ایران، تاکنون از انتشار آن خودداری کرده‌اند! بنابراین چگونه می‌توان درباره نظریه و تفسیری که اعلام نشده است، قضاوت کرد؟

ممکن است گفته شود اعتماد به تیم خودی کافی است تا نظر آنان را به تفسیر حریف ترجیح دهیم، ولی با عرض پوزش باید گفت، مقایسه میان تفسیر وزارت خارجه آمریکا از توافق لوزان با متن اصلی توافق یاد شده نشان می‌دهد در بسیاری از موارد، فکت‌شیت آمریکایی‌ها با مفاد سند لوزان همخوانی دارد! لطفا اشتباه نکنید! منظور آن نیست که آمریکایی‌ها دست به خدعه و فریب نزده‌اند، بلکه مقصود این است که حریف، تمامی خدعه و نیرنگ خود را در تنظیم سند اصلی، یعنی متن توافق لوزان به کار برده است و اکنون با انتشار برگه تفسیری خود در پی بهره‌گیری از ترفند موذیانه‌ای است که در آن هنگام به کار گرفته بود این برداشت تا چه اندازه واقعیت دارد؟ آیا برای قضاوت نهایی غیر از انتشار فکت‌شیت ایرانی راه دیگری هست؟!

۲- مسئولان محترم مذاکره‌کننده کشورمان اما، طی بیش از یک‌هفته گذشته درباره علت خودداری از انتشار فکت‌شیت ایرانی دلایلی مطرح کرده‌اند که با عرض پوزش قانع‌کننده به نظر نمی‌رسند. بخوانید!

الف: ابتداء گفته شد فکت‌شیت ایران از سوی سازمان انرژی اتمی کشورمان تدوین شده و برای انتشار در اختیار وزارت خارجه قرار گرفته است، ولی بعد از چند روز اعلام شد برگه تفسیری تیم مذاکره‌کننده از مفاد توافق لوزان - فکت شیت- همان توضیحاتی است که آقایان ظریف و صالحی و عراقچی در مصاحبه‌ها و برنامه‌های تلویزیونی به اطلاع ملت رسانده‌اند! و مدتی بعد توضیح دادند به علت برخی از مسائل محرمانه که می‌تواند مذاکرات پیش‌روی را با آسیب‌ها و زیان‌های جدی روبرو کند! انتشار فکت‌شیت را به مصلحت نظام نمی‌دانند! و... این توضیحات- اگر نگوئیم توجیهات- در حالی است که؛

ب: فکت‌شیت یا تک‌برگ- ONE SHEET- در تعریف حقوقی به سند مکتوبی گفته می‌شود که هر یک از طرفین مذاکره یا تفاهم‌نامه، یا قرارداد و... با انتشار آن، تفسیر و برداشت خود از مفاد توافق انجام شده را شرح و توضیح می‌دهند. در این حالت اگر توافق مورد نظر محرمانه باشد، فکت‌شیت مربوط به آن نیز محرمانه خواهد بود و چنانچه توافق طرفین غیرمحرمانه بوده و به اطلاع همگان رسیده باشد، فکت‌شیت مربوطه نیز نمی‌تواند محرمانه تلقی شود. حالا باید پرسید آیا توافق لوزان که سند مکتوب آن بلافاصله بعد از پذیرش طرفین مذاکره‌ در سطح جهانی منتشر شده است، یک سند محرمانه است که برگه تفسیری آن محرمانه باشد؟!

توضیح آن که مطابق اصول پذیرفته شده حقوقی، سری‌ترین اسناد نیز بلافاصله پس از اولین انتشار، غیرمحرمانه تلقی شده و از فهرست اسناد طبقه‌بندی شده خارج می‌شوند. بنابراین چگونه می‌توان تفسیر و برداشت ایران را از سندی که متن آن در اختیار همگان است، محرمانه تلقی کرد؟!

ج: آنچه باید محرمانه بماند و انتشار آن می‌تواند خسارت‌های جبران‌ناپذیری به دنبال داشته باشد، تفسیر ایران، و یا هر یک از کشورهای ۵+۱ از مفاد سند لوزان نیست، بلکه تصمیم هر یک از طرفین برای چگونگی برخورد با آن در ادامه مذاکرات است که باید محرمانه باقی بماند و بدیهی است هیچکس انتظار ندارد و نباید انتظار داشته باشد تیم مذاکره‌کننده کشورمان برگ‌های برنده خود در مذاکرات پیش‌روی را افشاء کند و صدالبته، ارائه و اعلام تفسیر ایران از توافق لوزان را با هیچ استدلالی ‌نمی‌توان از نوع دوم تلقی کرد.

د: آمریکایی‌ها فقط چند ساعت بعد از اعلام و انتشار متن توافق لوزان، تفسیر و برداشت خود از مفاد آن را به صورت مکتوب منتشر کرده‌اند مثلا اعلام کرده‌اند، «ایران پذیرفته است برای رفع نگرانی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نسبت به ابعاد احتمالی نظامی در فعالیت هسته‌ای خود - PMD- زمینه دسترسی بازرسان آژانس به تاسیسات مشکوک - SUSPICIOUS SITES- را در هر نقطه ایران فراهم آورد»! آیا این برداشت و تفسیر آمریکایی‌ها مورد قبول ایران است؟ اگر پاسخ مثبت است، با چه استدلالی می‌خواهیم مراکز نظامی کشورمان را در دسترس بازرسان آژانس قرار دهیم؟! ویا آمده؛ ایران پذیرفته است با اجرای پروتکل الحاقی به آژانس امکان دسترسی به اطلاعات «تاسیسات هسته‌ای اعلام شده و اعلام نشده خود را بدهد» وچندین نمونه دیگر از این دست.

اکنون باید از تیم هسته‌ای کشورمان پرسید، آیا شما نیز دسترسی بازرسان آژانس به مراکز نظامی کشورمان را پذیرفته‌اید؟ و آیا شما هم معتقدید که در ایران علاوه بر تأسیسات اعلام شده -DECLARED FACILIITIES- تأسیسات اعلام نشده -UNDECLARED- دیگری نیز وجود دارد که بازرسان آژانس باید به اطلاعات مربوط به آن دسترسی کامل داشته باشند؟! و آیا پذیرش این بند به معنای آن نیست که در مقابل آژانس دست به پنهان‌کاری زده‌ایم؟! و نمونه‌های مشابه دیگری که در صورت اجرا، تمامی برنامه هسته‌ای کشورمان را بر باد می‌دهد! منظور از انتشار فکت‌شیت ایرانی، پاسخ به اینگونه پرسش‌ها و توضیح درباره آنهاست. باید اعلام شود که این موارد از تفسیر آمریکایی‌ها را در انطباق با مفاد توافق لوزان نمی‌دانید و در غیر این صورت به برچیدن بساط فعالیت هسته‌ای کشورمان تن داده‌اید! آیا خودداری شما عزیزان از انتشار تفسیر ایران درباره مفاد توافق لوزان، غیر از واگذاری میدان به حریف هیچ مفهوم و نتیجه‌ دیگری می‌تواند داشته باشد؟!

هـ - اخیرا، شایعه‌ای در برخی از محافل مطرح شده است که هر چند رهبر معظم انقلاب بر ضرورت انتشار فکت‌شیت ایرانی تاکید ورزیده‌اند ولی پس از توضیح و درخواست تیم مذاکره‌کننده با عدم انتشار آن موافقت فرموده‌اند! بدیهی است که این نکته نمی‌تواند صحت داشته باشد و به نظر می‌رسد انتشار آن به منظور پیشگیری از درخواست دلسوزان برای انتشار برگه تفسیری بوده است! چرا که اولا به دلایل ذکر شده، انتشار فکت‌شیت ایرانی برای پیشگیری از سوءاستفاده حریف، ضروری و اجتناب‌ناپذیر است و ثانیا؛ حضرت آقا، تاکید فرموده‌اند که هرگز آنچه آشکارا اعلام می‌کنند با آنچه در نهان اعتقاد دارند، تفاوت و دوگانگی ندارد. البته به یقین مسائلی وجود دارد که اعلام علنی آن را به مصلحت نمی‌دانند و این، طبیعی و منطقی و در انطباق با مصالح عالی نظام و مردم نیز هست، اما به فرموده صریح حضرت ایشان، حالت اول، یعنی تفاوت نظر اعلام شده با آنچه در جلسات خصوصی مطرح می‌فرمایند، ناممکن است.

... و اما، درباره متن توافق لوزان و بندهایی از آن که در صورت اجرا می‌تواند برنامه هسته‌ای کشورمان را در فاصله‌ای نه چندان طولانی با آسیب جدی و در حد تبدیل به یک ماکت کاریکاتوری روبرو کند، گفتنی‌هایی هست که به بعد موکول می‌کنیم.





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 توسط امیرپویان صبوحی
نهم فروردین بود که پیامک تلخی مبنی بر تجاوز و آزار و اذیت دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده توسط پلیس ملعون عربستان سعودی دریافت کردم! حتی باورش سخت بود. همان وقت با معاون آقای ظریف تماس گرفتم و صحت و سقم موضوع را جویا شدم. متأسفانه موضوع "تجاوز و آزار و اذیت" توسط ایشان تأیید شد. البته تأکید کردند که بهتر است موضوع خبری نشود و من هم قبول داشتم. گفتند که در حال پیگیری موضوع هستند ولی معاون مربوطه وزارت خارجه تأکید داشت که بر اساس بررسی های وزارت خارجه این اقدام، کاری طراحی شده توسط پلیس عربستان نیست بلکه تخلف دو مأمور فرودگاه بوده! از این نگاه خوشبینانه تعجب کردم و گفتم که پذیرش این ادعا راحت نیست مگر اینکه حکم الهی درباره این دو حیوان در سریعترین زمان ممکن اجرا شود.
 
روز یکشنبه در حاشیه جلسه علنی با آقای لاریجانی و برخی از همکاران صحبت کردم، اطلاع نداشتند، وقتی شنیدند خیلی بهم ریختند و وعده پیگیری موضوع را دادند. بنا نداشتم در این باره به صورت علنی موضعی بگیرم اما اکنون که موضوع خبری شده و ناباورانه می شنوم که برخی از مسئولان با توجیه حفظ رابطه با عربستان به دنبال انکارو توجیه این عمل شنیع هستند، نمی توانم سکوت کنم و با صدای بلند می پرسم چه چیزی را انکار می کنید، خبری را که خودتان تأیید کرده اید!
 
چطور می توان باور کرد که این اقدام بدون طراحی صورت گرفته در حالی که مأموران مذکور در لباس مأموریت پلیس و در محل کار خود بوده اند؟ یک کاروان و والدین آنها منتظر این دو نوجوان بوده اند تا از اتاق تفتیش بدنی بیرون بیایند و طبیعی بوده که آنها بعد از اینکه چنین رفتاری با آنها صورت می گیرد، در حالتی طبیعی به جمع کاروان و نزد پدر و مادر خود بازنمی گردند! و ده ها دلیل دیگر که قابل تصور است.
 
اکنون در تعجبم چطور رئیس جمهور محترم که با فضاسازی تبلیغاتی و نامه نگاری و تجزیه و تحلیل یک اتفاق در شیراز که به علی مطهری حمله فیزیکی شده بود، هیأتی عالی رتبه تعیین می کند، در خصوص این موضوع نه تنها آن حساسیت را به خرج نمی دهد بلکه سوگمندانه وقتی صداهایی برای توجیه و فراموشی آن شنیده می شود، در دهان آنها نمی زند؟ چرا با کاردار عربستان متناسب با این اتفاق شنیع برخورد نمی شود؟ چرا وی از ایران اسلامی اخراج نمی شود تا با آمران و عاملان این رفتار شنیع برخورد لازم صورت گیرد؟ چرا مقامات عربستان عذرخواهی رسمی نمی کنند؟ عزت فروشی تا کی و کجا ؟ قرار بود كه آقایان به پاسپورت های ما عزت ببخشند، آقایان عزت بخشی پیش كش لطفا طوری مملكت داری كنید كه ... 
 
چطور آقای هاشمی که همواره نسبت به تعامل با نظام عربستان سعودی از خود اشتیاق نشان می دهد و خود را تأثیرگذارترین و نزدیکترین فرد به سعودی ها می داند، در باره این اتفاق شنیع ساکت است. ایشان که درگیری چند نفر با علی مطهری در شیراز  را عملی شنیع می دانست چرا در برابر این رفتارهای شنیع ساکت است؟ آیا آن دو نوجوان، فرزندان ما نیستند؟! آقای مطهری شما که خود را وکیل فتنه گران در مجلس می دانید چرا پیگیر این اهانت شنیع نسبت به حجاج ایرانی نیستید، چرا ساکتید؟! والله در این چند روز هر کاری از دستم بر می آمده انجام داده ام و کوتاهی نکردم با این همه از خودم در تعجبم که چرا از غصه این حرمت شکنی نسبت به دو نوجوان از خانه خدا برگشته، قالب تهی نکردم و همچنان زنده ام ...
 
پیگیری این موضوع را رها نمی کنیم. امروز هم طی نامه ای به رئیس جمهور که تعدادی از نمایندگان آن را امضا کرده اند، خواستار ارائه گزارش اقدامات انجام شده شدیم. دولت باید اقدام درخوری کند ...
حجت الاسلام رسایی




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 فروردین 1394 توسط امیرپویان صبوحی
دکتر محمد سلیمانی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی تحلیلی برای رجانیوز، به تبیین موارد مهمی از از مذاکرات لوزان پرداخته است که نظر به اهمیت آن متن کامل آن را از نظر می گذرانید:
 
 بدون شک دستیابی ایران اسلامی به فناوری هسته ای یکی از قله های بزرگ افتخار و اقتدار ایران در طول تاریخ است. ملتی صرفاً با فکر و به دست فرزندان خود و نه تنها بدون حمایت خارجی بلکه علی رغم همه محدودیتها، تحریمها، تخاصمهای ابرقدرتها توانست به یکی از فناوریهای روز که موجب اقتدار بیشترش می شود، دست یابد. انرژی مقوله ای است که هر جامعه ای آن را داشته باشد می تواند بگوید استقلال و حیات دارم و گرنه باید به زیر سلطه برود.
 
اگر صاحبان قدرت امروز در دنیا عرض اندام می کنند، بدلیل دستیابی آنها به انرژی است. همچنین بدون شک بحث هسته ای یکی و یا تنها موردی است که ملت شریف ایران یکپارچه روی آن وحدت نظر دارند و عزم آنها برای نگهداشت آن عزمی ملی و خدشه ناپذیر است. بررسی سیر تاریخی کسب قدرت و پیشرفت کشورها نشان می دهد که کشورهائی نظیر آمریکا، فرانسه، انگلیس، چین، روسیه و هند برای پیشرفت خود، استراتژی دستیابی به انرژی اتمی و فناوری فضائی را به عنوان دو مقوله راهبرد ملی انتخاب کرده اند و با رفتن و آمدن دولتها هیچگاه رفتار آنها در این دو زمینه تغییر نکرده است. اگر دولتی رفته است و دولت دیگری با سلیقه ۱۰۰% مخالف روی کار آمده است، ولی راهبرد اتمی و فضائی تغییر نکرده است. ولی نمی دانم چرا در ایران اسلامی نسبت به این دو مقوله از تجربه دنیا استفاده نشده و یا نمی شود؟ هر نوع سیاسی بازی و سیاسی کاری در این دو حوزه مطمئناً خیانت به کشور است و باید ممنوع گردد.
 
مصادیق آشکار نقض خطوط قرمز نظام در مذاکرات لوزان
 
این روزها بحث توافق ایران با ۵+۱ بحثی جهانی شده و البته زیر ذره بین مردم ایران قرار گرفته است و هر کس بر اساس اندیشه و خواست و سلیقه و جهان بینی و گرایش و برداشت خود، قلم زده یا به سخن گوئی مشغول شده و یا تحلیل و خبر ارائه می کند. در روزهای اخیر مطالب گسترده ای در بابهای مختلف بیان شده است. مثلاً :
 
خداحافظی با غنی سازی ۱۹۰ هزار سو
 
۱-۱- نیاز کوتاه مدت کشور ۱۹۰ هزار سو می باشد، که بدیهی است با ۵۰۰۰ سانتریفیوژ نسل اول امکان تأمین آن به هیچ وجه عملی نیست. این میزان فقط در نهایت حدود ۳ % نیاز را تأمین می کند، پس این خط قرمز شکسته شده است. 
 
تعطیلی عملی سایت فردو
 
۱-۲- فعال نگه داشتن سایت فردو جزء خطوط قرمز بوده است. با بیانه اخیر مبنی بر اینکه غنی سازی در فردو انجام نشود و هزار سانتریفیوژ بدون گاز بچرخد، کاملاً مشخص است که به معنی تعطیلی عملی فردو در حوزه انرژی اتمی است و پیشنهاد نماینده محترمی مبنی بر نامگذاری سایت به "سوهان فردو و پسران" طنزی است که شاید به وقوع به پیوندد.
 
تبدیل این سایت به یک مرکز پژوهشی نیز ربط چندانی به تحقیق و توسعه اتمی ندارد، چرا که در تحقیق و توسعه باید تولید و در ابعاد نیمه صنعتی خروجی داشت و باید نسل بعدی جایگزین نسل قبلی شود و غیره. بنابراین به وضوح معلوم است كه این خط قرمز از بیخ و بن محو شده است و این خاکریز شکسته که هیچ، بلکه نابود می شود. از طرفی ایجاد و راه اندازی مراکز تحقیقاتی در درون دانشگاهها و پژوهشگاهها هم مقرون به صرفه تر و هم عملی تر است.
 
بازطراحی اراک
 
۱-۳- نگهداشت آب سنگین اراک نیز خط قرمز بوده و هست. منظور از تأسیسات اراک مطمئناً آب و برق و شوفاژ و لوله کشی و ساختمان نیست. بلکه اصل آن یعنی راکتور است. اگر راکتور نابود شود و یا به خارج از کشور ارسال شود و طبق اظهار نظر مذاکره کنندگان، اراک باز طراحی و باز ساخته شود، این یعنی میلیاردها دلار سرمایه گذاری جدید. صرف نظر از اینکه چنین سرمایه گذاری امکان دارد یا خیر، فاجعه آن است که ایران مجبور شود خروجی این سایت جدید را به خارج بفروشد.
 
مگر خروجی این سایت نخود و لوبیا و پرتقال است که ایران آن را به بازار جهانی عرضه کند؟ اصولاً آیا خریداری در دنیا وجود دارد؟ کدام برنامه تجاری (Business plan) انجام شده است و آن را امکان پذیر و اقتصادی دانسته است؟ آیا خریدار آن فقط همین کشورهای ۵+۱ نیستند؟ اینها که نیاز به این فرآورده ندارند، خودشان مازاد دارند. پس آشکار است که سایت اراک عملاً نابود خواهد شد. البته با شگردی ظریف و زیبا و با عنوانی دهن پُر کن نظیر "سایت پیشرفته تر" مطرح می شود، غافل از اینکه این باز طراحی و باز ساخته شدن، طرحی چند ده ساله، غیر اقتصادی، غیر مفید در چرخه سوخت، بدون مشتری و با سرمایه گذاری چند میلیاردی، و ...... است و همکاری کشورهای پیشرفته در ساخت آن سرابی بیش نیست. تجربه نیروگاه بوشهر با بیش از ۸۰% پیشرفت تا زمان انقلاب اسلامی، علی رغم داشتن قرارداد محکم، تجربه هشدار دهنده ای از این نوع همكاری است. 
 
محدودیت طولانی مدت غنی سازی برای بالای ۳.۶۷%
 
۱-۴- حق غنی سازی نیز از اول خواست اصلی رهبری و مردم بوده است و خواهد بود. ولی کدام عقل سلیم غنی سازی با حدود ۵۰۰۰ سانتریفیوژ نسل اول در طول بالغ بر ۲۵ سال را حق تلقی می کند؟ مفاد صحبت ها و مستندات غربی ها نشان می دهد که این حق در حد بسیار محدودی داده شده است، که اگر ایران این محدویت ده ها ساله را به پذیرد، دردی را دوا نمی کند. پس این خط قرمز هم ترکی برداشته است که در صورت اجرا حداقل در میان مدت یكی دو ده ساله هم قابل بازسازی نیست.
 
بازگشت ناپذیری
 
۱-۵- بازگشت پذیری جزئی از خواسته های اصلی نظام اسلامی ایران بوده است. ولی واقعا اگر مواد موجود فعلی با غنای %۵  به اکسید تبدیل شود، چگونه این اکسیدها قابل بازگشت است؟ سالها است که با زحمت و تلاش و هزینه دادن دانشمندان و متخصصان کشور این مواد تولید شده است. خصوصاً اینکه ایران متعهد شود که فقط ۳۰۰ کیلو گرم مواد غنی شده ۳.۶۷ درصدی داشته باشد! بله اگر منظور تولید مجدد است، چند سال طول می کشد تا به سطح میزان موجود فعلی برسد؟ آیا غیر از این است که حداقل چهار تا پنج سال طول می کشد؟ پس بازگشت پذیری به معنای کوتاه مدت عملاً غیر ممکن است. در موارد دیگر نظیر ساخت سانتریفیوژهای جدید، سایت جدید و غیره نیز همین گونه است. 
 
دو مرحله ای شدن توافق
 
۱-۶- دو مرحله یا چند مرحله ای نشدن توافق، امر و فرمان رهبری بود. کدام مرجع بی طرف و بی غرض و صاحب نظر و صاحب عقل سالم می تواند مدعی شود که بیانه اخیر حداقل دو مرحله ای نشده است؟ وقتی از یکی از افراد تیم مذاکره کننده ایران سوال می شود، مفاد این چهارچوب می تواند تغییر کند پاسخ می دهد خیر و شاید به سختی! سؤال: آیا کلیات و جزئیات با هم دیده شده است؟ خیر!
 
ما به ازای هیچ، در ازای از دست رفتن غنی سازی ۲۰%
 
۱-۷- به راستی چرا در این بیانه لوزان حرفی از مواد غنی شده ۲۰% نیست؟ چون آنرا در توافق ژنو دادند رفت. اما به جایش چه گرفته شد؟ هیچ!
 
تفسیر پذیری متن مشترک
 
۱-۸- خواست ملت و رهبری توافق شفاف و غیر قابل تفسیر بوده است. توافقات اخیر آنقدر تفسیرهای گوناگون و متنوع داشته است که مفاد مورد تفاهم شفاف و غیر قابل تفسیر آن تقریباً ناچیز است. 
 
طرح مسایل غیر مرتبط با پرونده هسته ای
 
۱-۹- عدم ورود به مباحث غیر هسته ای یکی دیگر از خطوط اصلی قرمز است. گرچه تیم مذاکره کننده ایرانی به حق بر این اصل پا فشاری می کند، ولی بیانات، موضع گیریها، و مستندات منتشر شده توسط آمریکا و وزرای غربی نشان از خیز برداشتن آنها برای این منظور دارد. 
 
باقی ماندن تحریم ها
 
۱-۱۰- لغو یکجای تحریمها به عنوان جزئی از مذاکرات و نه نتیجه مذاکرات، همواره مورد خواست رهبری و مردم بوده است. تیم مذاکره کننده ایرانی به حق در همه مصاحبه ها و گزارشات بر این خواسته تأکید کرده اند. ریاست محترم جمهور هم بارها فرموده اند که قرارها لغو یکجای همه تحریمها است. ولی متاسفانه طرف آمریکائی و غربی با انتشار مستنداتی این خواسته را لق کرده و برای مردم ما بیشترین دغدغه را ایجاد نموده است.
 
شواهد حکایت روشن از تصمیم طرف آمریکائی مبنی بر نگهداشت تحریمها دارد و بارها بر تعلیق تدریجی تحریمها تأکید کرده است، در صورتیکه طرف ایرانی لغو یکجای تحریمها را جزء مذاکرات می داند. اگر خدای نخواسته حرف غربی ها و آمریکا صحیح باشد، آنگاه از این خواست ملی عبور شده و چیزی دست گیر ملت ایران نخواهد شد. 
 
پروتکل الحاقی
 
۱-۱۱- به نظر اینجانب پذیرش پروتکل الحاقی مصداق اصلی عبور از خط قرمز است. اینکه آیا دولت به تنهائی می تواند آنرا موقت اجرا کند یا نه، بحثی جدی است و شواهد حکایت از عدم اختیار دولت دارد. پروتکل الحاقی تضاد اصلی با حاکمیت نظام دارد و موجب خدشه دار شدن استقلال می گردد. زمینه سلطه بیگانه بر بسیاری از شئون کشور را فراهم می کند، وابستگی را دو چندان نموده و آزادی و ابتکار عمل را از ایران در سطح بین المللی میگیرد. بسیار از اصول قانون اساسی خصوصاً اصل ۱۵۳ را زیر پا میگذارد. فرصتی جداگانه لازم است تا در این مورد صحبت شود. جالب است که خود آمریکا و اسرائیل هم آن را نپذیرفته اند! 
 
۱-۱۲- توافق خوب جزء خط قرمز نظام بوده است و خواهد بود. بدیهی است اگر آنچه كه آمریکا و غرب منتشر کرده و ادعا نموده اند، صحیح باشد، توافق نه تنها بد بوده است بلکه فاجعه آور است. ولی اگر آنطور که ریاست محترم جمهور و تیم مذاکره ایران با قاطعیت بیان می کنند، و دل هر ایرانی را قلقلک می دهند که مثلاً:
 
 
۱. تحریمها یکجا و اول توافق برداشته می شود، 
 
۲. فردو سایت تحقیق و توسعه هسته ای با استفاده از سانتریفیوژهای نسل های بالاتر و پیشرفته تر می شود، 
 
۳. سایت اراک آب سنگین مورد نیاز کشور را با فناوری پیشرفته تأمین می کند، 
 
۴. سوخت از ایران خارج نمی شود، 
 
۵. بعد از ۱۰ سال شرایط هسته ای ایران کاملاً و صد در صد عادی می شود،
 
۶. بازگشت پذیری ایران در همه موارد چند ساعته اتفاق می افتد،
 
۷. شورای امنیت ناظر می شود و بی طرف!،
 
۸. حق هسته ای ایران تام و تمام شناخته می شود،
 
۹. کشورهای پیشرفته با ایران همکاری هسته ای می کنند،
 
۱۰. در بیانه اخیر چیزی امضا نشده است و توافق در ۱۰ تیر ماه "کلیات با جزئیات" یکجا و با شفافیت کامل و غیر قابل تفسیر انجام می شود،
 
۱۱. پروتکل الحاقی را باید مجلس تصویب کند و دولت کاری انجام نمی دهد که مجلس در مقابل عمل انجام شده قرار گیرد،
 
۱۲. نیازمندی نیروگاههای ایران از داخل تأمین می شود،
 
۱۳. چرخه کامل سوخت برقرار می شود،
 
۱۴. کشور برای مدت چند یا دهها سال به زیر سلطه آمریکا نمی رود،
 
۱۵. تعرضی به حوزه دفاعی و موشکی ایران نخواهد شد،
 
۱۶. PMD  اجرا نمی شود،
 
۱۷. حرکت علمی هسته ای ایران تنزل نمی یابد و متوقف هم نمی شود،
 
۱۸. آمریکا امکان دبه کردن ندارد،
 
۱۹. تحریمهای جدید وضع نخواهد شد،
 
۲۰. کانال تدارکاتی انحصاری ایجاد شده برای هسته ای موجب تعرض به تدارکات حوزه های دیگر غیر هسته ای خصوصاً دفاعی و نظامی کشور نمی شود،
 
۲۱. توافق فقط شامل هسته ای و لاغیر،
 
۲۲. ایران را از فصل ۷ خارج میسازد و ...
 
 
با این موارد ادعا شده، می توان توافق را خوب تلقی کرد. ولی خاطره و تجربه توافق ژنو متأسفانه نشان داد که آنچه آمریکائی ها ادعا کردند، انجام شد و به ادعا و خواست تیم ایرانی وقعی گذاشته نشد، و همین باعث شد تا مذاکرات بعد از ژنو تا امروز قریب ۱۹ ماه طول بکشد. بیان خواستهای فوق توسط ریاست محترم جمهور و تیم مذاکره کننده از یک طرف خوشبینانه و از طرفی دیگر با توجه به خواست آمریکا و غرب و اسناد منتشره، و گرگ و روباه صفتی آنها غیر واقعی و غیر محتمل به نظر می رسد.
 
آیا ریاست محترم جمهور یا تیم مذاکره حاضرند جدول فوق که اظهارات صریح خودشان در مصاحبه های غرا و علنی هست را مکتوب به مجلس دهند؟ خیر!، چرا مکتوب نمی دهند؟ ولی شفاهاً پشت تریبون های عمومی می گویند؟ چرا مجلس کتباً آن را از دولت نخواهد؟ لذا به هیچ وجه نمی توان در این مرحله توافق را خوب نامید، در نتیجه عبور از خواست مردم و رهبری متأسفانه اتفاق افتاده و مسئولان عمدتاً و بدون منطق در صدد فرار به جلو بر آمده اند. 
 
و اما مسأله اصلی:
 
آمریکا و غرب معتقدند كه با توافق اخیر به ۱۰۰% خواست خود رسیده اند. پس کاملاً مشهود است که برای آمریکا یک توافق خوب شکل گرفته است و برای آمریکا پُر مایه است. ولی از منظر ایران، در صورت عدم ارتقاء سطح امتیازات ایران، توافق بسیار بد تلقی می شود. خصوصاً تجربه ژنو نشان داد که گرگ صفتی و روباه عملی و خودخواهی آمریکا و غرب می تواند مانع از ارتقاء امتیازات ایران شود ولی امکان تحمیل نظرات بیشتر آمریکا و غرب قابل تصور است.
 
تیم مذاکره کننده باید توجیه شود که بجای ذوق زدگی مفرط و شتاب زدگی در کار با حساسیت بیشتری نسبت به تأمین منافع ایران عمل کند و خصوصاً فریب جریان منفعل نفوذی وابسته به فتنه در دولت در مقابل آمریکا را نخورد و به احسنت احسنت گفتن آنها دل نبندد، که این جریان متأسفانه کدخدائی آمریکا را پذیرفته و حاضر به جانثاری در راه ملت نیست و سستی اراده آنها موجب زیاده خواهی بیشتر آمریکا شده و می شود.
 
اصولاً ریشه همه این مسائل و تحریمهای سخت به فتنه ۱۳۸۸ بر میگردد و فتنه گران در تحمیل این شرایط با آمریکا و غرب شریکند. تیم مذاکره کننده و دولت باید تلاش کنند خطوط قرمز را رعایت و مسائلی نظیر حق غنی سازی ایران در فردو را تثبیت کنند، بازگشت پذیری ایران را قابل عمل کنند، دیگر به هیچ وجه نپذیرند که در مورد احتمال نظامی بودن برنامه هسته ایران بررسی مجدد شود چرا که امر بر همه ثابت شده است، تحریمهای ظالمانه را یکجا در مرحله اول با زمان مشخص یکی دوماهه بردارند، اختیار بررسی PMD داده نشود که این مورد جزو اختیارات مذاکره کنندگان نیست، تمام قولهائی كه این روزها به ملت می دهند باید عملی شود و اگر چنین نکنند فاجعه ای رخ خواهد داد که چند مورد آن به عنوان نمونه – و فقط به عنوان نمونه – ذکر می شود:
 
۱- ایران عملاً تحت نظر آمریکا می رود و این تحت نظر بودن ادامه دار چند ده ساله می شود و در نهایت احتمال دارد سلطه به ایران تحمیل گردد و ایران زیر یوغ آمریکا رود. گر چه ملت سر افراز چنین اجازه ای را نخواهند داد، هر چند البته با هزینه ای گزاف.
 
۲- هر موضوعی و هر تحریمی را می توان به هسته ای مربوط یا غیر مربوط کرد. مفهوم دو منظوره و چند منظوره بودن با تشخیص آمریکا یعنی ریش و قیچی و تیغ بدست زنگی مست دادن، و این رفتار حدی ندارد. 
 
۳- تعهدات ذکر شده و بیان شده از طرف ایران باید کاملاً همه مشروط بوده و زمان حداكثراش مشخص باشد. هر تعهدی که بدون ذکر مدت باشد به معنی مادام العمر بودن است. 
 
۴- راستی آزمائی آژانس به درد  خود آژانس می خورد! اگر شرط راستی آزمائی برای بر داشتن هر تحریمی به آژانس داده شود، به معنی مادام العمر بودن آن تحریم است. چون راستی آزمائی آژانس ته ندارد و بی پایان است. یادم هست كه وقتی وزیر بودم نماینده ای خواسته ای داشت كه قابل تأمین نبود و میرفت سؤالی میكرد كه ربطی به آن موضوع نداشت. این فرمول را آمریكا و غرب و آژانس بهتر می دانند و بهتر استفاده می كنند. 
 
۵- برگشت پذیری با نابود کردن زیرساخت ها و تجهیزات به این سادگی امكان پذیر نیست، هم زمان می خواهد و هم سرمایه. 
 
۶- خوشبختانه عدم اعتماد جهانی به آمریکا اتفاق افتاد و آمریکا مجبور به اعتراف شد که تحریمها نتوانست پیشرفت هسته ای ایران را کُند و متوقف کند. آمریکائی ها بر ناتوانی خود در مقابل ملت ایران تأکید کردند. نیاز آمریکا به مذاکره روشن و قطعی شد. پس باید از این فرصتها استفاده کرد. آمریکا در منطقه در طول سی سال گذشته به هیچكدام از اهداف مشخص خود نرسید. مذاکره نباید موجب رسیدن آمریکا به اهداف تاکنون تحقق نیافته اش شود  و گرنه همه مقاومت ها و پایداری ها و دستاوردهای چند ده ساله بر باد می رود. 
 
۷- هسته ای غرور ملی است. آمریکا میخواهد تابو شکنی کند. میخواهد از طریق مذاکره و نتیجه ای که بدست می آورد زیربناها را بشکند و زمینه فتنه های جدید در ایران و منطقه را فراهم کند. توافق بد، غرور ملی را مورد تعرض قرار می دهد که خطرش از جنگ بیشتر است. 
 
۸- در بیانه اخیر، ایران بالغ بر ۳۷ مورد تعهد نقد و روشن و بزرگ داده است ولی غرب کمتر از سه مورد نسیه و چند پهلو و قابل تفسیر و قابل جرزدن. پس توافق به این صورت برای کشور فاجعه آور است. 
 
۹- پذیرش پروتکل الحاقی یعنی هیچ کس و هیچ مکانی در ایران اسلامی در هیچ زمانی در امنیت نیست و باید مورد بازدید و بازرسی قرار گیرد. این یعنی کل کشور در اختیار آمریکا و غرب قرار بگیرد. مجلس را در مقابل عمل انجام شده قرار دادن و اختیار از دست مجلس گرفتن جرم و اشتباهی غیر قابل بخشش است و تبعات فاجعه آور آن بر عهده دولت است. 
 
۱۰- چون کدخدا به حرف خودش عمل می کند پس ساخت چهره غیر واقعی موفق از مذاکرات، عملی سیاسی کاری است. نباید انتطار داشت كه آمریکا حرف ظریف را اجرا کند، مگر آنکه مقید و مجبور شود. پس تعهدات ایران باید غیر قابل تفسیر و با زمان محدود مشخص باشد و الا ایران را برای مدتهای نامعلوم به زیر تعهد آوردن، خواست اصلی آمریکا است. 
 
۱۱- مجلس اگر در رابطه با مذاکره سیاسی کاری، کم کاری، بی تحرکی، یا بی تفاوتی کند، خسارت آن غیرقابل جبران است و نمایندگان و رئیس و هیأت رئیسه و کمیسیون های مجلس خصوصاً امنیت ملی نخواهند توانست در تاریخ سربلند کنند. اگر مجلس وارد نشود و ایران به زیر تعهد چند ده ساله یا مادام العمر برود و شرایط ایران از نظر هسته ای در مدت محدودی کاملاً عادی نگردد، آیا نسل فعلی و نسلهای آتی مجلس نهم را خواهند بخشید؟ خوش بینی رئیس و رؤسا کافی نیست. همه باید درگیر موضوع شوند و کار جمعی صورت گیرد. بی تفاوتی و بازی سیاسی در این امر فاجعه آور است. ا
 
اینجا مسأله ملی است و لذا محل و زمان بلند کردن پرچم حمایت پفکی و یا مخالفت با دولت نیست. حضرت روح الله فرمود: حفظ نظام از اوجب واجبات است. اگر لازم باشد که مجلس فدا بشود تا نظام سالم بماند، باید بشود. مجلس در برابر ملت، رهبر و تاریخ مسئول است. نباید رهبری، ملت و دولت تنها بمانند. تاکنون مجلس عملکرد کم رنگ و بی رمقی داشته است و قابل قبول نیست. باید از سریال گزارشات یکطرفه در صحن غیرعلنی فراتر رفت. نباید مجلسیان را از عدم انتخاب در دوره بعد بترسانند، این حربه کهنه شده. در این مورد ملی مجلس نباید بگذارد با فحش و تهمت و توهین خفقان ایجاد گردد. مجلس باید همه را وادار به ارائه گزارش مستند و پاسخ مستدل به ابهامات و ارائه راه کار کند. سکوت و انفعال و سیاسی کاری و بی تفاوتی ماهیتاً خودکشی است. ملت انسانهای شجاع و مؤمن به آرمانهای امام و رهبری و انقلاب را دوست دارند.
 
والسلام.




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 فروردین 1394 توسط امیرپویان صبوحی
سال ۱۳۹۴ را رهبر معظم انقلاب سال دولت و ملت همدلی و هم‌زبانی نام‌گذاری کردند. مسلماً برخی در نگاه اول مفهوم ساده لزوم همکاری در تمام جنبه‌ها با دولت را برداشت کرده و ازاین‌پس هرگونه انتقادی را مخالفت با شعار رهبری قلمداد خواهند نمود؛ اما باید پرسید آیا کنه نظر رهبری انقلاب از این نام‌گذاری تنها همدلی و هم‌زبانی ملت با دولت بوده است؟ پس چرا ایشان سال را سال همدلی ملت با دولت نام‌گذاری نکردند و چرا واژگان دولت و ملت در کنار یکدیگر آورده شد؟ اصولاً چرا رهبر انقلاب در این مقطع مسئله همدلی و هم‌زبانی را مطرح نمودند و در شرایط حاضر چه فرد یا گروهی بیش از همه به همدلی بین دولت و ملت نیاز دارد؟

شاید بتوان کلید رمزگشایی از این سخن رهبر انقلاب را در سخنان ایشان در حرم مطهر رضوی جستجو کرد که درجایی مستقیماً به تعداد اندک آرای دولت تدبیر و امید اشاره کردند. این موضوع را همه می‌دانند که دکتر حسن روحانی با کمتر از ۵۱ درصد آرا به ریاست جمهوری انتخاب‌شده و این یعنی نزدیک به نیمی از رأی‌دهندگان به ایشان رأی نداده‌اند. طبیعی است چنین دولتی در ایجاد کابینه مقتدر و جلب اجماع سیاسی در بین فعالان سیاسی کشور برای پیشبرد برنامه‌هایش مشکل خواهد داشت و معمولاً چنین افرادی که در علم سیاست آنان را منتخبین حداقلی می‌خوانند، از تاکتیک‌های خاصی برای جلب اجماع سیاسی و وفاق عمومی نسبت به برنامه‌هایشان بهره می‌برند تا بروز اعتراضات مخالفان آن‌که اندک نیز نیستند، در میانه راه اجرای برنامه‌های ایشان خللی ایجاد نکنند.

 معمولاً یکی از راه‌های ایجاد وفاق اجتماعی و اجماع سیاسی برای چنین افرادی که منتخبین شکننده انتخابات هستند، تشکیل کابینه‌های ائتلافی یا اصطلاحاً آشتی ملی است. سیاستی که روحانی نیز تا حدودی از آن بهره برد و برخی از وزارتخانه‌ها را به افرادی نزدیک به رقبای انتخاباتی خود سپرد.

دراین‌بین باید توجه داشت که ایجاد اجماع سیاسی عموماً بسیار راحت‌تر از ایجاد وفاق اجتماعی است؛ زیرا سیاسیون معمولاً افرادی هستند محافظه‌کار و اهل‌معامله و چنین افرادی پس از پذیرش شکست خود به معامله با فرد پیروز با مبالغی اندک همچون یک یا چند کرسی در کابینه و نقاط دیگر رضایت می‌دهند؛ اما ایجاد وفاق اجتماعی توسط چنین دولت‌هایی امری است بسیار دشوار زیرا رأی‌دهندگان مخالف را نمی‌توانند با دادن امتیازاتی همچون کابینه ائتلافی به اهداف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود متمایل کنند.

 در حقیقت جامعه که متشکل از اقشار مختلف مردمی با دیدگاه‌های مختلف است، در انتخابات این‌گونه دچار مشکل گسست می‌گردد. انتخاباتی که فرد پیروز آن نماینده نزدیک به نیمی از رأی‌دهندگان نیست یا مانند انتخاباتی همچون سال ۱۳۷۶ یا سال ۱۳۸۴ جامعه را مملو از نشاط و امید نمی‌کند و نوعی سرخوردگی را در بخش‌های بزرگی از جامعه رقم می‌زند که می‌تواند در هنگامه اجرای سیاست‌های خاص از سوی دولت به بروز نارضایتی‌های گسترده و یا حتی اعتراضات اجتماعی دامن زند.

در چنین شرایطی مهم‌ترین راه‌حلی که چنین دولتی برای ایجاد وفاق اجتماعی می‌تواند بدان متوسل شود، ایجاد همدلی و هم‌زبانی با مردم است. در حقیقت امروز کسی که بیش از همه به هم‌زبانی دولت و ملت نیاز دارد منتخب انتخابات ۱۳۹۲ است؛ زیرا وی با اندک‌ترین درصد آرا در تاریخ جمهوری اسلامی رییس‌جمهور شده است و قصد دارد در همین دوران بزرگ‌ترین تغییر سیاست خارجی کشور را رقم زند. طبیعی است که چنین تحولی در سیاست خارجی یعنی گفتگوی مستقیم و رسمی با شیطان بزرگی که ملت ایران همه‌روزه مرگ آن را آرزو می‌کنند، مخالفان جدی در همه سطوح اجتماعی خواهد داشت و اجرای این سیاست توسط دولتی که خود نیز رکورد تعداد بالای مخالفان را دارد امری است بسیار شکننده و نگران‌کننده!

با چنین تفسیری از شرایط روز سیاسی کشور و بخصوص دولت می‌توان دریافت که شعار امسال در حقیقت نصیحتی است مشفقانه و صدالبته یک کمک و هدیه از سوی رهبر معظم انقلاب به دولت محترم تا با حل این نقطه‌ضعف خود، توانایی پیشبرد اهداف سیاسی خود را بدون بروز مشکلات و اختلالات اجتماعی به دست آورد.

 بهترین راه برای چنین دولت‌هایی معمولاً تلاش برای سنجش اهم مطالبات آن بخشی از جامعه است که به دولت رأی نداده‌اند، این دولت‌ها سپس باید با انتخاب از میان این مطالبات جهت تحققِ بخشی از آن مطالبات که حس رضایتمندی و همدلی بیشتری را بین مخالفان خود ایجاد می‌کند، تلاش کنند. طبیعی است هیچ دولتی به برآورده ساختن همه خواست‌های مخالفان خود دست نخواهد زد زیرا در این صورت فرقی بین پیروزی و عدم پیروزی او در انتخابات وجود نخواهد داشت، اما اگر دولت هوشمندانه به اجرای برخی از اهم خواست‌های مخالفان خود مبادرت ورزد و این مسئله را به آنان گوشزد کند که این دولت تنها در راستای اهداف رأی‌دهندگان به خود نمی‌کوشد، می‌تواند در شرایط بحرانی و تصمیم‌گیری‌های دشوار بین‌المللی که نیازمند حمایت همه‌جانبه ملت است بیش از گذشته بر آحاد ملت ایران حساب کرده و بر حمایت آنان متکی باشد.

 طبیعی است که این نصیحت رهبر انقلاب به دولت نصیحتی است که به نفع کلیت نظام جمهوری اسلامی و همه آحاد ملت است و اگر دولت در این راستا گام برندارد عملاً آتشی افروخته که دودش به چشم همگان خواهد رفت. پس دقیقاً برعکس برداشت برخی از تحلیلگران سیاسی باید گفت در سال جاری نقد منصفانه دولت در راستای عمل کردن یا نکردن به شعار همدلی و هم‌زبانی با همه آحاد ملت جایگاه بسیار مهمی دارد. البته در این میان نقدی بکار می‌آید که دلسوزانه و مشفقانه دولت را به همراهی بیشتر با همه اقشار ملت سوق دهد نه نقدی که با لحن تند و خشن دولت را به واکنش واداشته و یک گام دیگر از همدلی و هم‌زبانی با مخالفان خود دور سازد.

 به یاد داشته باشیم که نظام اسلامی در حال سپری کردن یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخی خود در سطح دیپلماتیک است و در چنین شرایطی، ضمن تأکید بر لزوم و ضرورت نقد منصفانه دولت باید اذعان داشت که هرگونه خروج از مدار انصاف از سوی طرفداران و مخالفان دولت می‌تواند پیامدهای نامطبوعی را برای همگان در پی داشته باشد.

غلامرضا نادمی





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 فروردین 1394 توسط امیرپویان صبوحی
صبح  سه شنبه، همزمان با حضور وزیر امور خارجه در مجلس برای توضیحات غیر علنی، جمعی از دانشجویان و طلاب در برنامه‌ای با عنوان «باخت در لوزان، بردنمایی در تهران»، مقابل مجلس شورای اسلامی حضور یافتند. در این برنامه 30 سوال دانشجویان و نخبگان از وزیر خارجه راجع به توافقات صورت گرفته در لوزان و مسائل پیرامونی آن، مطرح و در مقابل مجلس شورای اسلامی نصب گردید.

دانشجویان ضمن اعلام اعتراض خود به توافق لوزان و از بین رفتن صنعت هسته‌ای و پذیرش تداوم تحریم‌های ظالمانه علیه کشورمان، دغدغه های جدی خود پیرامون رد شدن از خطوط قرمز گوناگون مذاکرات (حتی با مبنا قرار دادن بیانیه رسمی قرائت شده توسط آقای ظریف در لوزان)، عدم تناسب این جشن و نمایش پیروزی در تهران با واقعیات توافقات صورت گرفته، ضایع شدن منافع ملت ایران در حوزه‌ی صنعت هسته‌ای و اقتصاد به صورت توامان، فراهم شدن بستر خطرات امنیتی در پس این توافق و... مورد تأکید قرار دادند.

تجمع‌کنندگان پلاکاردهایی در دست داشتند که بر روی آنها نوشته شده بود: «دستاورد لوزان: تدقیق جزئیات تعهد ایران، ابهام جزئیات تعهد غرب»، «رفع تحریم‌ها جزء موضوعات مذاکره است، نه نتیجه آن»، «آقای ظریف از کدام خطوط قرمز عبور نکردید؟»، «اگر بیانیه لوزان چرک‌نویس است، چرا آن را پیروزی ملت می‌نامید؟»، «آیا با واگذاری صنعت هسته‌ای، دشمن در دشمنی خودش (لااقل تحریم‌ها) تغییر ایجاد می‌کند؟»، «حداقل نیاز واقعی کشور: 190 هزار سو // طبق توافق لوزان: فقط 5 هزار سو!!»، «این خدعه آمریکایی است که می‌گویند نگاه می‌کنیم به رفتارها، بعد تحریم‌ها را برمی‌‌داریم»، «امروز (یک‌سال و نیم بعد از توافق ژنو) مسئولان دولتی به بی‌اثر بودن آن در زمینه کاهش تحریم‌ها اعتراف می‌کنند. در آینده نیز (بعد از این جشن‌ها) به بی‌اثر بودن توافق لوزان در لغو تحریم‌ها اعتراف خواهند کرد»، «ظریف در بیانیه لوزان: تنها تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای برداشته خواهد شد / ظریف در کنفرانس خبری: همه تحریم‌ها لغو خواهد شد!»، «چرخیدن هزار سانتریفیوژ فردو بدون تزریق گاز یعنی اسباب بازی هسته‌ای»، «درباره تحریم‌ها با مردم روراست باشید!»، «تعهدات ایران در اراک و فردو و...: برگشت‌ناپذیر؛ تحریم‌ها حتی اگر تعلیق شوند- برگشت‌پذیر»، «حتی یک خط قرمز را هم رعایت نکردید!»، «دلواپسیم از ترک برداشتن حقوق ملت، به جای ترک برداشتن ساختمان تحریم‌ها»، «تن دادن به خواسته‌های دشمن، تعامل با دنیا نیست»، «تعامل سازنده با مردم، کلید حل مشکلات اقتصادی»، «دستاورد لوزان: برداشته نشدن تحریم‌ها و تعطیلی کامل صنعت هسته‌ای»، «خداحافظ غنی سازی بالای 3،6 درصد!»، «سلام بازرسان آژانس، جاسوسان غربی!»، «کلید حل مشکلات اقتصادی در داخل کشور است نه در دست آمریکا»، «پیاده روی، هدیه گیری، این مجلس صمیمی برای مذاکرات هسته ای است یا عادی سازی روابط با آمریکا؟»، «به چه حقی تعهد دائمی برای ملت ایجاد شده است؟!»، «توافق لوزان را به کاسبان تسلیم تبریک می‌گوییم!»، «توافق لوزان؛ ادامه مسیر عقب‌گرد بی‌دستاورد ژنو اما خیلی بدتر» و...




برخی شعارهای تجمع‌کنندگان نیز بدین شرح بود: «این است شعار ملت: شفافیت، صداقت»،‌ «مرگ بر آمریکا»، «با بستن انتقاد، خوب نمی‌شه اقتصاد»، «دیپلماسی عزت؛ این است شعار ملت»، «فردوی تحقیقاتی، نمی‌خوایم نمی‌خوایم»، «اسباب‌بازی هسته‌ای، نمی‌خوایم نمی‌خوایم»، «استقلال، آزادی، حق مسلم ماست»، «پذیرفتن لوزان؛ خداحافظ با ایران»، «منفعت ملی ما گم شده، آیا عمل به رای مردم شده؟».

در این تجمع اقبالی، کارشناس ارشد هوافضا به عنوان نماینده دانشجویان به سخنرانی پرداخت. وی در این تجمع با نقد نگاه به بیرون دولت، گفت: یک سال و نیم است که ما شاهد مذاکراتی هستیم که می‌گویند قرار است با آن مشکلات اقتصادی حل شود ولی متاسفانه نه تنها مشکلات اقتصادی حل نشد تحریم‌ها برداشته نشد بلکه ما شاهد توافقنامه‌های عجیبی مانند توافقنامه لوزان و توافقنامه ژنو بودیم.

این فعال دانشجویی در ادامه گفت: در مذاکرات لوزان، هم در بحث هسته‌ای و هم در بحث تحریم‌ها باختیم. طبق بیانیه‌ای که توسط خود آقای ظریف در لوزان قرائت شد، فقط تحریم‌های هسته‌ای برداشته خواهد شد. البته اگر چنین اتفاقی هم رخ دهد.

وی افزود: خود مذاکره‌کنندگان نیز می‌گویند فقط تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای برداشته می‌شود ولی نمی‌دانم چرا باز القا می‌شود که همه تحریم‌ها برداشته خواهد شد. ما می‌دانیم که تحریم‌های اصلی تحریم‌های مصوب کنگره آمریکا است که دلایلی جز دلایل بحث هسته‌ای دارد و خود غربی‌ها اعلام کردند که این تحریم‌ها برداشته نخواهد شد، پس بنابراین تحریم‌های اصلی باقی خواهد ماند.

اقبالی در پایان صحبت‌های خود گفت: ما در مذاکرات لوزان شاهد عبور از خط قرمزهای نظام هستیم که مهمترین آنها لغو همه تحریم‌ها و یک مرحله‌ای شدن مذاکرات بود که اینگونه نشده است. عنوان برنامه امروز ما که برای طرح سوالات اساسی مان در مقابل مجلس جمع شدیم، باخت در لوزان و بزرگ‌نمایی در تهران بود و ما به این مسئله انتقاد و اعتراض داریم. بعضی ها می گویند این توافق گام اولی است در پایان دادن به مبارزه با شیطان بزرگ؛ اگر کسانی این خیال در سر می پرورانند، بدانند که جنبش دانشجویی از ابتدا در مقابل آنان خواهد ایستاد.

همچنین در این تجمع قائدشرف، دانشجوی دکترای فیزیک هسته‌ای، به عنوان یکی دیگر از دانشجویان معترض بیان داشت: در طی چند روز اخیر شاهد بودیم که افراد گوناگونی با شوق و هیجانی گسترده، از ادامه فعالیت چند هزار سانتریفیوژ سخن گفته‌اند و آن را ادامه حیات صنعت غنی‌سازی نامیدند که این درست نیست و بزرگنمایی این اعداد کوچک در نگاه مردم به دور از صداقت است. چراکه طبق مصوبه مجلس برای تامین نیاز کشور برای تولید 20 هزار مگاوات برق هسته ای به 1 میلیون دستگاه سانتریفیوژ با توان فعلی احتیاج است.

این دانشجوی رشته فیزیک هسته‌ای در ادامه ضمن تأکید بر حفظ توان 6-5 هزار سو برای کشور طبق توافقات لوزان، این سخنان رهبر انقلاب در تیرماه 93 را قرائت نمود که «هدف آنها این است که در موضوع ظرفیت غنی سازی، جمهوری اسلامی ایران را به 10 هزار سو راضی کنند، البته از 500 سو و 1000 سو شروع کردند، در حالی که به گفته مسئولان مربوط، نیاز قطعی کشور 190 هزار سو است».

وی تاکید کرد: مسئولان مذاکره‌کننده گفته‌اند که هیچ ماده شکاف‌پذیری در فردو وجود نخواهد داشت؛ با این حساب فردو نه یک مرکز هسته‌ای بلکه تبدیل به یک مرکز مطالعه فیزیک نظری خواهد شد. حذف زیرساخت‌های یک مرکز صنعتی با تعطیل کردن موقت آن تفاوت فاحشی دارد و بسیار بدتر است. برای درک این مسئله نیازی نیست که فردی دانش هسته‌ای گسترده داشته باشد.

قائدشرف در ادامه افزود: شاید بتوان گفت مهم‌ترین مسئله از دیدگاه دانشجویان و نخبگان هسته‌ای نیروگاه اراک است و تصمیماتی که برای آن در لوزان گرفته شده است ما را دچار مشکل جدی خواهد کرد. در مسئله اراک ما باید شاهد چه مقدار تاخیر و هدر رفت چه مقدار سرمایه کشور باشیم. اراک نمونه تحقیقاتی یک راکتور هسته‌ای بود که در شرایط ظالمانه تحریم‌ها توسط متخصصین داخلی ساخته شد و امید ما در مسئله هسته‌ای بود که پس از فعالیت موفقیت‌آمیز آن، راکتور اراک تبدیل به نمونه کوچکی برای دستیابی ایران به توان ساخت نیروگاه‌های قدرت کاملا بومی شود.

وی با اشاره به توافقات لوزان و باز شدن راه ورود دشمنان به مسئله موشکی کشور، در خاتمه اظهار داشت: اگر امروز بنا است در صنعت هسته‌ای کشور اتفاق سال 82 مجددا تکرار شود و چیزی عاید کشور نشود باید کمی بیشتر تامل کنیم. هدف صنعت هسته‌ای پیشرفت و امنیت کشور بود. امیدواریم اندوه و غمی که امروز در دانشکده‌های مهندسی هسته‌ای شاهد آن هستیم، در دانشکده هوافضا و در زمینه موشکی شاهد نباشیم.

در انتهای این تجمع دانشجویان ضمن اعلام این‌که خواسته مشخص شان این است که وزارت امور خارجه در بیانیه‌ای رسمی متن توافق منتشر شده توسط آمریکا را تکذیب و بندهای غلط آن را به صورت دقیق اعلام نماید، 30 سوال انتقادی خود پیرامون توافقات اعلام شده در بیانیه لوزان را قرائت کردند، و این سوالات در قالب 30 پلاکارد به نرده‌های بیرونی ساختمان مجلس شورای اسلامی نصب گردید.

30 سوال مطرح شده دانشجویان و نخبگان از وزیر امور خارجه کشورمان در این برنامه بدین شرح است:

1. آیا می دانید اگر با اغماض تحریم های هسته ای را همان تحریم های منع اشاعه در نظر بگیریم هم تنها شامل چند تحریم بسیار کم اهمیت می شود و هیچکدام از قوانین اصلی تحریم و تحریم های نفتی و بانکی را شامل نمی شود؟

2. آیا می دانید طبق توافق لوزان، همین تحریم های ناچیز هم به هیچ وجه لغو نمی شود و فقط به صورت موقت«اجرا» یشان متوقف می شود و در هر زمان با اراده طرف مقابل کاملا قابل برگشت است؟

3. آیا متوجه هستید علاوه براین، قید تحریم های «ثانویه» که در مورد تحریم های آمریکا پذیرفته اید منجر می‌شود که علاوه بر افراد و شرکت های آمریکایی، هر شرکت بین المللی که حتی یک درصد سهامش در اختیار آمریکایی ها باشد (یعنی تقریبا همه شرکت های مهم دنیا) شامل تعلیق تحریم ها هم نشود؟

4. آیا می دانید که همین تعلیق موقت و برگشت پذیر چند تحریم کم اهمیت، بعد از انجام تمام تعهدات اصلی ایران از جمله کاهش، تعطیلی یا نابودی فعالیت ها و تاسیسات هسته ای ایران و اجرای پروتکل الحاقی و پس از تایید آژانس بین المللی انرژی اتمی اتفاق می افتد؟ آیا نمی‌‌توان پیش بینی کرد که این فرآیند سال های متمادی به طول خواهد انجامید و حتی هیچ وقت نوبت به همان تعلیق نیم بند تحریم ها هم نمی‌رسد؟

5. آیا شنیده‌اید رئیس جمهور در گفت و گوی تلویزیونی با مردم در روز 14 فروردین علی رغم تمام این موارد گفت: «در روز اجرای توافق تمام تحریم ها لغو خواهد شد»؟

6. به کدام دلیل وزارت خارجه ایران حاضر نشده به صورت رسمی (حداقل با یک بیانیه چند خطی) اقدام به تکذیب مفاد متن رسمی منتشر شده توسط وزارت خارجه آمریکا با عنوان «پارامترهای برنامه نهایی مشترک اقدام» کند و موارد خلاف واقع آن را به طور دقیق اعلام نماید؟

7. انتشار گسترده متن تفسیر وزارت خارجه از توافق لوزان (فکت شیت ایرانی) در رسانه های داخلی و قرار دادن چند ساعته بر روی سایت وزارت خارجه و سپس حذف، به چه علت بوده است؟

8. آیا نشنیدید رهبر انقلاب تیرماه 93 در جمع مسئولان عالی نظام با ذکر نیاز قطعی به 190 هزار سو (حدود 190 هزار سانتریفیوژ نسل اول) گفتند آمریکا با زیاده خواهی می خواهد ایران را به 10 هزار سانتریفیوژ قانع کند، ولی در لوزان با 5 هزار سانتریفیوژ نسل یک قانع شده اید؟

9. آیا می دانید پذیرش تعهد موسع و سخاوتمندانه‌ی«روشن کردن همه مسائل گذشته و حال» به معنای پذیرش پرداختن به PMD (ابعاد احتمالی نظامی) و مسائل فراتر از آن است و صنعت موشکی، وضعیت دفاعی و امنیت کشور را با تهدید جدی مواجه می‌کند؟

10. آیا می دانید آژانس بین الملل انرژی اتمی که راستی آزمایی تعهدات ایران و در نتیجه رفع تحریم ها منوط به تایید آن شده، همان نهادی است که اطلاعات دانشمندان هسته ای ما را در اختیار سرویس های جاسوسی قرار داد و منجر به شهادت آنها شد و همچنین در اکثر قریب به اتفاق گزارش های گذشته خود، جانب غربی ها را گرفته و به صورت خلاصه غلام حلقه به گوش اسراییل و آمریکاست؟

11. آیا می دانید بعد از پذیرش پروتکل الحاقی هیچ نقطه ای از کشور را نمی توانید از بازرسی مستثنی کنید و همچنین باید امکان نظارت آنلاین فعالیت های دانشمندان و تاسیسات کشورمان را ایجاد کنیم؟

12. آیا متوجه شده‌اید در توافق ژنو، ایران هنوز حق غنی سازی 5 درصد را داشت، ولی طبق لوزان دیگر غنی سازی بیشتر از 3.67 درصد را هم نخواهد داشت و این یعنی از ژنو هم عقب تر رفته اید؟

13. آیا می دانید با رسمی کردن توافقنامه نهایی از طریق قطعنامه شورای امنیت ذیل فصل 7 و با توجه به برخی تعهدات ابدی در این توافق، نه تنها پرونده ایران از شورای امنیت خارج نمی شود، بلکه برای همیشه در آنجا باقی می ماند؟

14. آیا می دانید قرار است اکثر تحریم ها و محدودیت های قطعنامه های گذشته شورای امنیت (موارد مربوط به سلاح‌های متعارف، منع اشاعه سلاح های کشتار جمعی و...) با هم تجمیع شده و این بار در یک قطعنامه جدید و آن هم با امضا و همکاری ایران علیه ایران وضع شود؟

15. آیا بعد از خداحافظی با نیمی از صنعت هسته ای کشور در توافق ژنو، کوچکترین گشایشی در وضعیت تحریم ها صورت گرفت؟ آیا از این تجربه نباید درس بگیریم؟

16. آیا می دانیدبرخی تعهدات این توافق از جمله پذیرش پروتکل الحاقی و نداشتن حق بازفرآوری و تحقیق و توسعه در مورد آن به صورت دائم و تا ابد برای مردم ایران از مذاکرات دوره شما باقی می ماند؟

17. آیا می دانید این بیانیه با توجه به مفاد و عباراتش یک توافق نامه بین المللی است و طبق اصل 77 و 125 قانون اساسی هرگونه توافق یا تعهد بین المللی باید به تصویب مجلس برسد؟

18. آیا می دانید میزان ذخیره اورانیوم غنی شده کشور از 10 هزار کیلوگرم فعلی با از بین بردن 9700 کیلوگرم به صرفا 300 کیلوگرم برای مصارف آزمایشگاهی و تحقیقاتی خواهد رسید و تا حداقل ده سال در همین سطح باقی می ماند؟ و آیا میدانید که فقط برای تامین نیروگاه بوشهر به 30 هزار کیلو سوخت در سال نیاز است؟

19. آیا متوجه شده‌اید ایران علاوه بر اینکه باید حدود 14 هزار سانتریفیوژ خود را جمع‌ کند و به انباری منتقل نماید، باید زیرساخت‌های آنها را هم در نطنز و فردو از بین ببرد و همین امر موجب می شود برای بازگشت به همین نقطه کنونی چند سال وقت نیاز باشد؟

20. آیا می دانید تمام موارد فکت شیت آمریکا در مورد توافق ژنو که ابتدا تکذیب می کردید، اکنون مو به مو در توافق لوزان تایید شده است؟

21. آیا می دانید دیگر در فردو که یک روزی مرکز غنی سازی و ضامن امنیت تاسیسات هسته‌ای ایران بود، اکنون دیگر حق غنی‌سازی و از آن فراتر حق تحقیق در مورد غنی سازی و حتی فراتر از آن حق نگهداری هیچ سوخت شکافت پذیری را نخواهیم داشت، که در نتیجه آن را بیشتر شبیه یک شهربازی با تعدادی دستگاه چرخ و فلک کرده؟

22. آیا می‌دانید قلب رآکتور اراک از همان ابتدا باید منهدم شود با به خارج کشور منتقل شود و از طرف دیگر می‌دانید با توجه به تجربه بازطراحی رآکتور بوشهر، بازطراحی رآکتور اراک حداقل 20 سال به طول خواهد انجامید و آیا اینها به معنی تعطیلی عملی و چراغ خاموش رآکتور اراک نیست؟

23. آیا توجه کرده‌اید که علاوه بر پذیرش پروتکل الحاقی که دائمی است،«دسترسی های بیشتر» ووجود «فناوری های مدرن نظارتی» را هم پذیرفته اید و این سطح نظارت را تاکنون هیچ کشوری در تاریخ نپذیرفته است؟

24. آیا توجه کرده‌اید که در متن بیانیه‌ای که در لوزان قرائت کردید، آمده «سطح» و«برنامه» تحقیق و توسعه هسته‌ای ایران باید با مذاکره با طرف مقابل تعیین شود و آیا این همان محدود شدن تحقیق و توسعه صنعت هسته‌ای و تعطیلی عملی آن نیست؟

25. شما که در اظهارات‌تان در برنامه «نگاه یک»، ژاپن را الگوی اعتمادسازی قرار داده‌اید، آیا می دانید که این کشور در حالی‌که زیر چتر حمایتی آمریکا است (و در واقع مستعمره آمریکا محسوب می شود)، 30 سال فرآیند اعتمادسازی اش طول کشید و اکنون نیز کاملا تحت سلطه آمریکاست؟

26. آیا متوجه شده اید که در مورد عادی شدن وضعیت غنی سازی (نامحدود شدن آن) در ایران بعد از مدت 10 ساله یا حتی 25 ساله هیچ چیزی در توافق گفته نشده، در حالی که تعهدات ایران به صورتی دقیق، وسیع، همه جانبه و الزام آور آورده شده است؟ یعنی بعد از پذیرش این همه تعهد و عدم لغو حتی یک تحریم، صنعت هسته ای باز هم حالت عادی پیدا نخواهد کرد؟

27. آیا می‌دانید طبق متن منتشر شده وزارت خارجه ایران، در مرکز سابق غنی سازی فردو فقط قرار است 1000 سانتریفیوژ باقی بماند و در آنها هم هیچ نوع گازی تزریق نمی تواند بشود و حتی تمام این سانتریفیوژها هم حق چرخیدن نمایشی نخواهند داشت و تنهادو زنجیره آن می تواند بچرخد؟

28. شما که می گویید در مذاکرات به خاطر حرف های دو پهلوی جان کری، واژه terminate را در مورد تحریم های اروپا استفاده کرده اید،چرا در مورد خود تحریم های آمریکا از این واژه استفاده نکرده اید و واژه‌ی «توقف موقت اجرا» یعنی cease application را آورده‌اید؟

29. آیا می‌دانید با رفتن توافق ذیل قطعنامه شورای امنیت دیگر 6 کشور مقابل ایران نیستند و تمام کشورهای عضو سازمان ملل مقابل این قرار می گیرند و عملا با دست خودمان اجماع جهانی علیه ایران درست می کنیم؟

30. آیا می‌دانید که با پذیرش بازرسی های فراتر از پروتکل الحاقی، امکان دستیابی به زنجیره تامین صنعت هسته ای کشور را برای دستگاه های جاسوسی طرف های غربی فراهم کرده اید که حتی در صورت برگشت به حالت کنونی، امکان اخلال در تامین قطعات و خرابکاری گسترده در صنعت هسته ای را فراهم می‌کند؟




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 فروردین 1394 توسط امیرپویان صبوحی
(تعداد کل صفحات:96)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
برای دریافت کد گنجینه کلیک کنید
طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}