تبلیغات
ولایتمدار - ماجرای پرونده محمدرضا رحیمی

ولایتمدار
 
حاشا که بسیجی میدان را خالی کند...
1- بعد از به وجود آمدن ماجرای فتنه 88، حامیان فتنه درصدد اجرای طرحی برمی‌آیند که هم ماجرای فتنه را کمرنگ کند و هم به نوعی از منتقدین فتنه‌گران انتقام بگیرند. برای همین از هر قوه چند نفر را در نظر می‌گیرند برای پرونده‌سازی. با روی کار آمدن آیت‌الله آملی‌لاریجانی، این پروژه فقط مختص دولت و مشخصا معاون اول رئیس جمهور می‌شود.
اما ماجرای اختلاس بیمه از کجا کلید خورد؟
...
در انتخابات مجلس هشتم، رحیمی با درخواست مهندس باهنر به دنبال کمک مالی برای کاندیداهای خود می‌شوند که فردی حاضر به کمک می‌شود با شرط اینکه این کمک دو میلیاردی به افرادی برسد که در راه ولایت و همسو با سیاست‌های دکتر احمدی‌نژاد باشند. دکتر رحیمی هم برخلاف انتخابات‌های گذشته از وزارتخانه مربوطه استعلام می‌کند و پاسخ استعلام نشان می‌دهد که فرد مذکور مشکل خاصی ندارد. آقای رحیمی هم جانب احتیاط را رعایت می‌کنند و به جای اینکه خودشون پول را بگیرند، کاندیداها را میفرستند تا از خود فرد مذکور پول را دریافت کنند.
با به وجود آمدن ماجرای پرونده‌سازی، فتنه‌گران به نکته‌ای برمی‌خورند که میتوانست پرونده‌ی خوبی برای آقای رحیمی دست و پا کند و آن اینکه فرد مذکور در سال 82 در اختلاس 6 میلیارد تومانی شرکت بیمه سهمی 300 میلیارد تومانی داشت و فتنه گران این پرونده را به آقای رحیمی ربط می‌دهند و ادامه ماجرا را خودتان می‌دانید.
2- علیرغم درخواست‌های مکرر آقای رحیمی دادگاه غیرعلنی برگزار می‌گردد که این خلاف قانون است. چراکه افرادی که اجیر شده بودند در دادگاه علیه وی شهادت بدهند، با شنیدن دفاعیات رحیمی از شهادت خود صرف نظر می‌کنند و قاضی دادگاه در جواب رحیمی که از وی انتقاد کرده بود گفته بود: من چند وقت دیگر بازنشسته میشوم و نمیتوانم با اینها دربیفتم. ضمنا دادگاه موظف است که ظرف یک هفته حکم خود را اعلام کند که این یک هفته وارد صد و چندمین روز شده که این خود نشان دهنده‌ی ماجرای مشکوک پشت پرده است
3- تبعات این ماجرا برای محمدرضا رحیمی:
چندی پیش یکی از نمایندگان در کاری غیرقانونی اعلام می‌کند که رحیمی در زندان است که این خبر کذب موجب می‌شود:
رگ آئورت همسر وی پاره شده و وی برای همیشه خانه‌نشین شود...مادرش سکته مغزی کند...دخترش اقدام به خودکشی کند که خدا رو شکر آقای رحیمی خودش رو میرسونه و قضیه ختم به خیر می‌شود...حاج اصغر رحیمی(پسرعمویش) سکته کند و در راه بیمارستان فوت کند.
همچنین چندی پیش آقای اژهای در کاری خلاف قانون و خلاف فرمایش امام خامنه‌ای که می‌فرمایند: ((حتی اگر حکم کسی قطعی هم شده باشد حق ندارید آن را اعلام کنید و آبروی خانواده‌اش را ببرید؛ چراکه خانواده‌اش گناهی ندارند.)) و با توجه به عدم قطعی بودن حکم وی، درباره پرونده محمدرضا رحیمی اظهار نظر میکند که موجب سکته‌ی دوم مادر وی میشود...خواستگار دخترش که چندی پیش در ساختمان ولنجک به پای محمدرضا رحیمی می‌افتد، بعد از این ماجرا در تماسی تلفنی انصراف خودش رو اعلام می‌کند!!!
4- محمدرضا رحیمی در طول 5 سالی که این اتهامات کذب علیهش مطرح میشده به درخواست دکتر احمدی‌نژاد و برای حفظ مصالح نظام سکوت کرده بود.
5- رسانه‌ای کردن اینگونه مسائل که مرتبط با یکی از مسئولان بلندپایه نظام است موجب سوءاستفاده دشمنان می‌شود.
6- با توجه به وظیفه شرعی ما در حمایت از مظلومین، از دوستان تقاضا میکنم تا با به اشتراک گذاشتن این پست و مطرح کردن آن در سطح جامعه، در شکستن فضای تبلیغاتی علیه دولتهای نهم و دهم کمک کنند.
7- سوم تیر ادامه دارد...




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 شهریور 1393 توسط امیرپویان صبوحی
برای دریافت کد گنجینه کلیک کنید
طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}